
قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
فقرۀ دعاء: اللَهم انّي أجد سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – تفسير اين فقره شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: اللَّهم اِنّي اَجد سُبَلَ المطالب اليك مُشرعَة. 2 – راه پروردگار متعال واحد ميباشد و آن عبارتست از تعلّق و وابستگي نفوس به پروردگار متعال. 3 – همة انسانها قابليّت رسيدن به لقاء پروردگار متعال و مظهريّت صفات جمال و جلال الهي را دارا ميباشند. 4 – عدم توانايي خليفه اول از پاسخگويي به سؤالات و شُبهات عُلماي يهودي و نصراني. 5 – چگونه امام سجاد عليه السلام با وجود دارا بودن مقام عظمت مطلقه، اقرار و اعتراف به گناه ميكنند. 6 – توضيحي در ارتباط با كلام لفظي و نفسي.
قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها
9اینطور میفرماید: أنَ الَّذی فَعَلْتُ کَذا، أنَا الَّذی فَعَلْتُ کَذا جالِسِ التَّوابینَ مَجْلِسی عَرَضَتْ لی بَلیّةٌ اَزالَتْ قَدَمی وَ حالَتْ بَیْنی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ سَیدی لَعَّلَکَ عَنْ بابِکَ طَرَدْتَنی وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیتَنی” حضرت میآید تا اینجا “ أنَا الْجاهِلُ الَّذی عَلَّمْتَه وَ أنا الضّالُ الَّذی هَدَیْتَه” من آن جاهلی هستم که تو مرا تعلیم کردی من آن ضالّ و گم شدهای هستم که تو مرا هدایت کردی. “وَ أنا الوَضِیعُ الَّذی رَفَعْتَه”من آن شخص پایینی هستم که تو مرا بالا آوردی. “وَ أنا الخائِفُ الَّذی امَنْتَه” تا میآید اینجا، بعد میفرماید که : “أنَا صاحِبُ الدَّواهِیُ العُظمی، انَا الَّذی عَلی سَیِّدهِ إجْتَری”من آن کسی هستم که بر سیّد خودش جرأت کرده.“أنَا الَّذی عَصَیْتُ جَبّارَ السَّماءِ، من آن کسی هستم که به جبّار سماء عصیان ورزیده، “أنَا الَّذی اعْطَیْتُ عَلی مَعاصِی الجَلیلِ الرُّشا”من آن کسی هستم که بر گناهان بزرگ رشوه دادم،“أنَا الَّذی حین بُشِّرْتُ بِها خَرَجْتُ إلَیْها اَسْعی” من آن کسی هستم که وقتی گناهی، معاصی برایم پیش آمده سرعت کردم و اقدام کردم و اقبال کردم به سوی او،“أنَا الَّذی اَمهَلْتَنی فَما ارْعَوَیْتُ وَ سَتَرْتَ عَلیَّ فَما اسْتَحْییتُ، وَ عَمِلْتُ بِالْمَعاصِی فَتَعَدَّیْتَ وَ اَسْقَطْتَنی مِنْ عَیْنِکَ فَما بالَیْتُ” هر کاری که تو کردی من آمدم خلافش را انجام دادم.
این فقراتی که خب در دعای ابی حمزه حضرت میفرماید اینها چه معنایی دارد؟ ما هر چه به خودمان نگاه میکنیم ما معنایی را برای اینها نمیتوانیم بفهمیم. آخر چطور ممکن است امام «علیه السّلام» که به مقام عصمت رسیده، اصلاً سرِّ امام، سرِّ طهارت شده، حقیقت و باطن امام طاهر از هر دَنَس و از هر نوع از تعلّق به کثرت و غبار به کثرت [شده] است، چطور ممکن یک چنین مطالبی را حضرت بفرمایند؟ حالا ما اینطوری هستیم، حتّی اگر به یک دید نگاه بکنیم شاید بعضیها بگویند ما اینطور نیستیم یعنی اگر مسأله، مسألۀ عادّی باشد شاید یکی بیاید بگوید نه آقا ما تا حالا رشوه ندادیم ما تا به حال حتّی دروغ نگفتیم.
