اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب‏

14٬587
سال 1422
جلسات

فقره دعاء: و أعلم أنّك للراجي بموضع إجابة و للملهوفين بمرصد أغاثة و أنّ في اللَهف... أيدي المستأثرين 1 تفسير اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: و اَبواب الدعاء اليك للصارخين مفتوحة. 2 همۀ گرفتاري‌هاي افراد از عدم ادراك صحيح ايشان از سلسلۀ علل و اسباب مي‌باشد 3 مطالعه كردن در هنگام غروب منجر به آسيب رسيدن به چشم مي‌شود. 4 بيان قضيه عجيب ملاقات حضرت موسي و حضرت خضر عليهما السلام و سرّ اعتراض‌هاي حضرت موسي عليه السلام.

كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب‏

توضیحات:

فقره دعاء: و أعلم أنّك للراجي بموضع إجابة و للملهوفين بمرصد أغاثة و أنّ في اللَهف... أيدي المستأثرين 1 تفسير اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: و اَبواب الدعاء اليك للصارخين مفتوحة. 2 همۀ گرفتاري‌هاي افراد از عدم ادراك صحيح ايشان از سلسلۀ علل و اسباب مي‌باشد 3 مطالعه كردن در هنگام غروب منجر به آسيب رسيدن به چشم مي‌شود. 4 بيان قضيه عجيب ملاقات حضرت موسي و حضرت خضر عليهما السلام و سرّ اعتراض‌هاي حضرت موسي عليه السلام.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب‏

10
  • ولی برای او هیچ کار ندارد هیچ کار ندارد یعنی مثل این آب خوردن که من برمی‌دارم برای او راحت‌تر است هیچ تفاوتی [نمی‌کند.] خداوند قدرتی به او داده که با آن قدرت می‌تواند تمام آن تعلّقات را که بین نفس و بین بدن وجود دارد به طرفة العینی آن تعلّقات را بگیرد.

  • خدا رحمت کند مرحوم حاج هادی ابهری، خیلی آدم زنده دلی بود خیلی زنده دل، یک‌دفعه [یک‌] بنده خدایی از اقوام ما فوت کرد آنجا نشسته بودیم یک نفر بهش گفت، گفت حاجی هنوز این را دفن نکرده بودند این جنازه را به عنوان امانت جایی گذاشته بودند و بعد به کربلا منتقل کردند و در آنجا در همان وادی الصّفا که الآن به وادی القدیم [وادی الصفای قدیم‌] معروف است در آنجا دفن شد.

  • خدا رحمتش کند گفت که حاجی، اگر می‌توانی بیا خلاصه این خانواده و این‌ها، خیلی ناراحت هستند بیا یک کاری بکن این دوباره روح به آن برگردد. یک فکری کرد گفت اگر قبل از اینکه مرده بود می‌توانستم کاری بکنم ولی الآن دیگر نمی‌توانم. یعنی به تأخیر بیندازیم خلاصه، یک کاری بکنیم.

  • آدم زنده دلی بود. این می‌گفت من یک وقت در این فکر بودم که چطور این افرادی که می‌میرند بعضی‌هایشان چشم‌هایشان همین‌طور باز است و بعضی‌ها چشم‌هایشان بسته است می‌گفت همین‌طور فکر می‌کردم یک روز کنار کوهی نشسته بودم و نهر آبی گذشته بود یک مرتبه دیدم در اینجا، در اینجا یک دهی بوده قبلًا، حالا سال‌های سال از این قضیه گذشته، شاید صدها سال هزارها سال، هیچ آثاری نبود فقط کوهی بود و نهر آبی. اینجا یک دهی بود، یک مرتبه ایشان می‌گوید دیدم زلزله شد و تمام اهالی این ده، یک مرتبه رفتند زیر آوار، نصف شب در یک ثانیه می‌گفت بر من خطور کرد این قضیه و دیدم این افرادی که دچار این حالت شدند دو قسم بودند بعضی‌ها چشمشان باز بود بعضی‌ها بسته بود.

/ 260