كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب
14یک خورده بیاییم جلوتر، اگر انسان در این موارد بخواهد فهمش باز بشود و بینشش در اینجا بخواهد روشن بشود میداند که کیفیت تربیتی که اولیاء خدا میکردند و آنها شرائط را برای شاگرد در رسیدن به آن مطلوب هموار میکردند چه قضایا و مسائلی را پیش میآوردند تا اینکه او را برای رسیدن به آن مطلوب مساعدت کند و جلو ببرد و چه مطالبی را و چه موانعی را از سر راه برمیداشتند و چگونه برای تغییر و تبدّل نفس متعلّقهء به عالم کثرت و اتصال او به آن مبدأ و تجرّد او، چه کارهایی را انجام میدادند این را انسان دیگر چی؟ باید به آن توجّه کند. بارها میشد مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه میفرمودند:
تا وقتی که ما با این رفقا به سلم و سلامت حرکت میکنیم مسئلهای نیست، سلام است و صلوات است و بیا و برو، آقا و ما اضافه میکنیم اینها را به به چه آقای خوبی؟ بَه بَه چه نورانی! چقدر شخصیت ....! امّا همین که یک خورده میخواهیم گوش اینها را بمالآنیم صدا از همه بلند میشود آخ اوخ ایخ نمیدانم چه شد؟ نمیدانم چرا اینجوری؟ چرا آنجوری؟ چرا فلان؟ چرا؟ چی؟ چه گناهی کردیم؟ نمیدانیم اینها همش از این سلوک بر سر ما آمد، نمیدانم فرض بکنید که اگر نبود اینطور نمیشد اگر چه چه ...
در حالی که اینها همه اشتباه است لطف قضیه این است که این مسائل برای دیگران هم اتفّاق میافتد ولی برای سالک که اتفّاق میافتد تحمّل و صبرش را هم بهش میدهند. و ایشان میفرمودند:
بدون این هم نمیشود فایدهای ندارد بدون این هم فایدهای ندارد، فایدهای ندارد.
یکی از رفقا نقل میکرد میگفت: در مسیر مکه داشتم میرفتم قبل از این جریان عراق و تسفیری که کردند و ایرانیها را بیرون کردند ظاهراً در سنه هزار و سیصد و پنجاه خورشیدی بود در
همان زمان شاه که اختلافاتی بین ایران و عراق پیش آمد و ایرانیها را بیرون میکردند و اینها میگفت در مسیر رفتن یکدفعه صدایی به گوشم رسید که گفتند تو مدّعی حرکت و راه به سوی ما هستی؟

