كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب
17چندی پیش من یک جایی بودم مسافرتی بودم در یک جایی بودم خصوصیاتش را حالا شرح نمیدهم آمدند که فلان کس فلان کس، میگویند اگر فلان کس خودش بیاید ما قبولش میکنیم امّا نه اینکه هر کسی را بیاورد با خودش گفتم بگویید فاتحه فلان کس خوانده شد جنازهاش را هم برداشتند دفن کردند تمام شد اگر خودش بیاید ما قبول میکنیم چه شد؟ کو؟ کو حرفها؟ کو آن مسائل؟ چه شد؟ گفتم جنازهاش را هم دفن کردند.
این مال چیست؟ حالا، حالا ما ماندیم و این همه مطالبی که گذشته، خب زمستان یک روزی بالاخره تمام میشود زمستان بالاخره یک روزی به سر میآید ما ماندیم و این همه مسائل. آنوقت است که هر کسی بعد از گذشت این مراتب و مراحل باید حَصادِ آن زراعتی را که کاشته برگیرد و محصولش را باید بِدْرَوَد محصولش را، آنچه را که بالا آمده، آنچه را که رشد کرده.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام میتوانست بعد از رسول خدا به دو ساعت مطلب را به نفع خودش تمام کند به دو ساعت، میآمد دم مسجد مدینه میایستاد این شمشیرش را هم درمیآورد تصوّر کنید آن علی شمشیرش را دربیاورد آه بگذارد زمین هر کی میتواند بیاید برود توی این مسجد برود بالای آن منبر بنشیند کی میآمد؟ میتوانست یا نمیتوانست دیگر؟ نه اینکه این کار را نکرد نشست توی خانه، زنش دختر پیغمبر آمد دم درب و میدانست که چه خواهد شد.
و کسانی که از جنگ احد فرار کردند سه روز رفتند پشت کوههای مدینه قایم شدند1 آنها آمدند زنش را جلوی چشمش تیکه تیکه کردند صداش در نیامد مالِ چیه؟ برای اینکه پیغمبر بهش سفارش کرد یا علی! ساکت باش سفارش پیغمبر بود دیگر. خب آنها آمدند زدند زدند آقا! در راه آتش زدند، لگد زدند آن شاعر مصری، شاعر النیل هم میآید جلوی ملک فاروق میآید افتخار میکند کی میتواند مثل عمر خلیفه ثانی بیاید جلوی فارِسِ عرب بایستد و زنش را آنطور بزند زمین و داغان کند؛ یعنی افتخارت است این هم افتخارشان است کی میتواند این کار را بکند؟
- پيدا نشد

