
كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب
كیفیت بینش انسان نسبت به سلسله علل و اسباب
18فراموش کردم شعر را سه خط شعر است اینها بیایند و چه کار کنند؟ ببینند علی همان جا نشسته و بعد بیایند حالا آن هیچی! طناب را بیندازند گردن امیرالمؤمنین با طناب بکشند بطرف مسجد اصلًا تصوّرش را میتوانید بکنید قضیه را، اصلًا شما میتوانید! ما همین فقط لفظ را میگوییم و رد میشویم، آن امیرالمؤمنین بیاید که با دو انگشت پهلوان آنها را که همه به آن مینازیدند خالد بن ولید بود، این دو انگشت را انداخت گلویش، داشت خفه میشد همین امیرالمؤمنین وقتی که تشهّد داشتند میخواندند 1 همان علی که دم بقیع وایساد عمر آمد گفت که باید این قبرها شکافته بشود که من نماز بخوانم امیرالمؤمنین شمشیر را درآورد گفت هر که میتواند این قبر را بشکافد2 ها چه شد؟ این شمشیر چرا آن روز اول درنیامد؟ چرا؟ آنجا تکلیف به سکوت داشت اگر آنجا شمشیر درمیآمد علی دیگر علی نبود این امیرالمؤمنین دیگر امیرالمؤمنین نبود آنجا باید شمشیر را تو غلاف کند آنجا دم قبر حضرت زهرا البته قبر که خب قبر ساختگی بود دیگر، آنجا باید شمشیر را در بیاورد شب لیلة الهریر در قبال معاویه باید شمشیر را در بیاورد که تا صبح پانصد نفر را بیندازد3 امّا بیایند جلویش سب کنند و چه کنند سرش را بیندازد پایین حرف نزند آنجا باید آن کار را انجام بدهد آنجا باید آن کار را بکند این چه میشود؟ این آنوقت این میشود علی این میشود امیرالمؤمنین، حالا هر کسی خب به اندازه چی؟ سعه خودش آن امیرالمؤمنینی که به مقام اسم اعظم رسیده و شفاعت کبری را دارد در روز قیامت و ساقی کوثر هست و قسیم الجنة و النّار4 هست باید زندگیش اینطور باشد.
حالا کدام یکی از ما حاضریم؟ کی حاضر است؟ بیخود که کسی را قسیم جنت و نار که نمیکنند، کار خدا کشک که نیست. آن امام حسینی باید باشد که آن بساط پیدا بشود، بشود مقام چی؟ شفاعت کبری پیدا بکند هر کسی خلاصه در این زمینه نمیتواند
- ١. كتاب سليم بن قيس الهلالى، ج ٢، ص ٨٧٢؛ بحار الأنوار، ج ٢٨، ص ٣٠٦.
- ٢. بحار الأنوار، ج ٤٣، ص ١٧١.
- ٣. وقعة صفين، ص ٤٧٦.
- ٤. تفسير القمى، ج ٢، ص ٣٢٤.
