تحقق رجاء حقیقی در سایه التزام و عمل به مبانی
11چینها، اهل این بازی درآوردن و اینها، اینها برای چیه؟ بخاطر همین است دیگر که وقتی مرخّصی میخواهد برایش زود مرخّصی بنویسد، پنج روز بفرمایید شما مرخصی، یا ترفیعی به او بدهد، بخشش، چه میگویند؟ ما که نرفتیم توی اداره بخشش به او بخورد وقتی که یک مأموریت میآید مأموریت جای خوش آب و هوا بفرستند نه اینکه جاهای گرم و سوزان [و] داغ، آنجا بفرستند این امیدهایی است که انسان از رئیس اداره دارد از رئیس اداره کسی امید ندارد توی نماز شبش برای ما هم دعا کنید چون معلوم نیست بخواند حالا مسئول یک اطاق بیاید پیش رئیس اداره بگوید قربان! در نماز شبتان ما را دعا کنید میگوید برو پی کارت من نماز صبحم هم قضا میشود البتّه این مال زمان شاه است الآن که اینطور نیست که دیگر الآن الحمدلله همه خوبند یا اینکه فرض کنید که انسان از رئیس اداره امید داشته باشد آقا وقتی که حجّ میروی در آنجا زیر ناودان طلا ما را دعا کن! برو بابا حجّ چیه؟ شوخیت گرفته، شوخی میکنید با ما. از رئیس اداره همین! فرض کنید که عزلش نکند، مرخّصی به او بدهد ترفیع به او بدهد این مرجّو از این قبیل است.
فرض بکنید که انسان پیش یک شخصی کار میکند آن رئیس فرض کنید چه امیدوار است؟ برای چه امیدوار است؟ امیدوار است کارش را فراهم کند فرض کنید که موقعیتش را بالا ببرد و امثال ذلک، یک کسی هست فرض کنید که در هر موقعیتی و شرایط از سرّ، گاهی اوقات خلاصه انسان امیدوار است که بالأخره درست بشود، کارش درست بشود و زندگیش درست بشود راه بیفتد، فلان و یک وقت مرجّو انسان استاد علمی انسان است. انسان به او امید دارد برای چه؟ برای اینکه درس را بهتر به او بگوید اشکالاتش را جواب بدهد نسبت به مسائل علمی یک آمادگی بیشتری داشته باشد از آن ظرائفی که در درس هست آن ظرائف را بیاید بگوید اشکالاتی که ممکن باشد آن اشکالات را بیاید بگوید این امیدی است که انسان دارد.

