تحقق رجاء حقیقی در سایه التزام و عمل به مبانی
13من تو را موفّق نمیکنم اینکه موقعیتی برای تو پیش بیاید که برخلاف صلاحت باشد. حالا هی ما اصرار میکنیم خدایا اینطور کن خدای بیا آنجور کن یکدفعه میبینی خدا از کوره در رفت گفت: باشه من میکنم.
یک کسی از افراد که من میشناختم و به رحمت خدا رفته، مرد بسیار خوبی بود آدم خوبی بود، این بنده خدا فرزند ذکور بدنیا نمیآورد، همهی اولادش همه دختر بود خیلی این سفت خدا را چسبیده بود که باید یک دانه [پسر خدا به او بدهد]، چند مرتبه به او گفتند به صلاحت نیست، چند مرتبه. گفت نه من میخواهم، ول نکرد هر امامزادهای میرفت شفیع قرار میداد هر امامی را که زیارت میکرد بالأخره گفتند خیلی خب به تو میدهیم و این یک بچهی ذکور بدنیا آورد و تا الآن هم بچّهاش فلج افتاده، خودش میگفت غیر از اینکه ....، ای کاش از خدا نمیخواستم گفتند چند دفعه به تو گفتیم صلاحت نیست، گاهی هم اینجوری میشود.
آدم سفت بگیرد قضیه را، که حالا این سفت گرفتن قضیه حالا این باشد برای بعد، این برای به اصطلاح مسئله بعد. که انسان چه چور باید بخواهد؟ خواست باید چه جوری باشد؟ هان؟ طرف ما کیست؟ طرف ما خداست خدایی که از هر کسی به ما مهربانتر و مصالح ما را بهتر از خود ما برای ما تشخیص میدهد، این خداست. حالا متوجّه شدید دارد صحبت به کدام طرف میرود؟ انسان واگذار کند حالا که اینطور است. پس هرچه خدایا خودت خواستی، داریم میرویم کم کم به آن سمت، امّا هنوز نرسیدیم هنوز یک خرده مقدّمه دارد. پس از نقطهی نظر برهان مرجّو ما مرجّوی است که این مرجّو امر شرّ از او تراوش نمیکند، خلاف از او تراوش نمیکند هان؟ حالا که این به یک چنین نحوهای هست پس معلوم میشود در اینجا که داریم و اعلم أنّک للرّاجى میدانم به تحقیق برای کسی که به تو امید دارد، این امید چه امیدی است؟ امید به رحمت اوست امید رسیدن به لقاء اوست این در مرتبهی بالا، در مراتب پایین امید رسیدن به آثار او، امید رسیدن به لوازم ذات او امید رسیدن به صفات او، این امید، امّا نه اینکه امید، امید خلاف باشد امیدی که خلاف مصلحت باشد، امیدی که خلاف آن مسایلی باشد که برای انسان آن مسائل مفید نیست، اگر انسان از او بخواهد. یک وقتی انسان از او نمیخواهد خودش میرود دنبال یک قضیهای، بدون اینکه از او بخواهد وارد یک مسئله میشود خب ممکن است وارد بشود، عیب ندارد او هم راه را باز میگذارد ولی یک وقتی انسان از او میخواهد و بعد وارد میشود یکدفعه این آمد یک مانع ایجاد کرد. آقا هرچه میکنیم نمیشود دعا بفرمایید، آقا یک دعایی هست بدهید که قرضهای ما اداء بشود؟ آدم یک دفعه میگوید: نه! دو دفعه میگوید نه! سه دفعه میگوید نه! بعد میآید میگوید آقا نمیشود؟ خب آقاجان شما الآن به یک شکلی هستی ....

