اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحقق رجاء حقیقی در سایه التزام و عمل به مبانی

14427
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

تحقق رجاء حقیقی در سایه التزام و عمل به مبانی

15
  • امید یعنی خواست، از خدا هی بخواهد «انّ اللَه یحبّ رجلًا دعّاء»1 خدا دوست دارد که بنده‌اش، عبداً، عبدش دعّاء باشد همش اهل دعا باشد، نه اینکه هی هر جا بنشیند هی دعا بکند، هر جا، نه! این حالت خاصّ در وجودش همیشه مشتعل باشد حالت خاصّ نسبت به اجراء آن مصلحت، می‌گوید وقتی خدا می‌گوید بنده برای تو مصلحت این را خواستم بعد انسان رو کند به خدا: می‌خواهی بدهی می‌خواهی ندهی، خدا می‌گوید ا! عجب بنده‌ی پر رویی می‌گوید می‌خواهی بدهی، می‌خواهی ندهی یعنی تو هیچ خوشت نمی‌آید، نه دیگر حالا خودت می‌گویی اینجور مصلحت هست او هم می‌گوید ول کن نمی‌دهم، می‌خواهی بدهی می‌خواهی ندهی نیست، انسان برای رسیدن به آن مصلحت و رسیدن به آن عافیت و رسیدن به آن نقطه، باید همیشه نفس خودش را در حال اشتعال نگه دارد در حال شعله‌ور بودن باید همیشه انسان نفس خودش را نگه دارد این می‌شود آن‌وقت عبداً دعّاء این یک مسئله.

  • مسئله‌ی دیگری که در اینجا هست او این است که ما چه کار کنیم؟ بالأخره کاری را که ما داریم انجام می‌دهیم این‌ها همه دستوراتی است که خدا ما را امر کرده و تکلیفی است که امر کرده، برای‌ رسیدن به این مطلب. خب حالا ما بیاییم و از خدا بخواهیم، خدایا ما را به آن حقیقت و به آن مرتبه‌ی کمالی برسان در ازاء این کاری که الآن ما داریم انجام می‌دهیم. خدایا ما الآن حجّ می‌رویم این حجّ ما را حالا که زحمت می‌کشیم باید قبول کنی‌ها! قبول نکنی نمی‌شود حالا که پول خرج کردیم رفتیم به حج باید قبول کنی حالا که پول خرج کردیم رفتیم زیارت امام حسین زیارت امیرالمؤمنین خلاصه پول خرج شده دیگر، زحمت کشیدیم، بالأخره از زن و بچّه بالأخره دور بودیم یک هفت هشت ده روزی خلاصه از این‌ها دور بودیم در قبالش بایستی که این زیارت ما را قبول کنی یک شش دنگ بهشت سندش را به طلق ما و به هفت‌تا امضاء به امضاء شهردار و این‌ها، همه این‌ها را بایست [انجام بدهی‌] یا اینکه این نمازی که می‌خوانیم الآن می‌خوانیم پشت بندش باید ببینیم قضیه چیه؟ یک چیزی نشان بدهی، بفهمیم مسئله چیست؟ این می‌شود چی؟ این می‌شود طلبکارانه این می‌شود با خدا معامله کردن. خدا از معامله بدش می‌آید بنده‌اش بیاید یک کاری را انجام بدهد در ازاء اینکه حالا که من این را انجام می‌دهم تو هم باید بهشت را به ما بدهی ها! اگر ندهی حسابت را می‌رسم روز قیامت! می‌آیم جلوی همه‌ی خلق خدا را می‌گیرم، من همانی بودم که بلند شدم نماز شب خواندم ها، من همانی که بودم که نمازهایم را اول وقت می‌خواندم من همانی بودم که پول خرج کردم رفتم مکه.

    1. الكافى، ج ٢، ص ٤٧٨: عن ابى جعفر عليه السلام قال: انّ الله عزوجل يحبّ من عباده المؤمنين كلَّ عبدٍ دَعّاء ....