
تحقق رجاء حقیقی در سایه التزام و عمل به مبانی
تحقق رجاء حقیقی در سایه التزام و عمل به مبانی
19آن باطنی که بر اساس آن باطن دارد الآن نفس تو حرکت میکند مهم است، نه آن صوری که الآن دارند به تو نشان میدهند این صور، صور مثال است تو باید در ملکوت حرکت کنی، ملکوت ایستادی و تمام این مشاهده و تمام این تصوّرات، همه تصوّرات در عالم چیه؟ در عامل مثال است ملکوت تو الآن خراب است لذا یک مسئله پیش میآید و میرود که میرود بعد دوباره برمیگردد باز چون اشکال دارد، در نهایت کار یک مرتبه میبینی یکی از معاندین و مغرضین و دشمنان سر سخت مرحوم آقا درمیآید و به همان حال هم تمام میشود چیه قضیه؟ این بخاطر این است که از اول با مطالبه آمده. این کار را من انجام میدهم که به این برسم اگر نرسم پدر خدا را درمیآورم! بَه خیال کرده بیخود بنده بلند شوم شب، نماز شب بخوانم بعد هم ببینم خبری نیست خدا میگوید خیلی خب الآن به تو یک مشت آجیل میدهم ولی از آن اصلی دیگر محرومت میکنم الآن یک مشت نخود چی به تو میدهم الآن یک مشت آب نبات به تو میدهم و آنوقت بلند میشود میآید برای دیگران تعریف میکند دهان دیگران را هم آب میاندازد ما نماز میخوانیم اینطوریم ما نماز میخوانیم آنطوریم در نماز میافتد حالا با حال بیحال روی زمین و چه میدانم از اینها امّا اگر انسان فهم داشته باشد مگر اینها همش چیه؟ اینها همهاش ظاهر است آنی که آرام است آنی که بی سر و صدا است آنی که راه خودش را میرود نه به این طرف کار دارد نه به آن ور کار دارد آنی که داد و بیداد نمیکند آنی که هی نمیگوید من منم، آن اونه، انی که نمیآید هی یک حالی برایش پیدا بشود به رخ همه بکشد آنی که اهل حال و هوی نیست آن چیه؟ آن کارش درست است، آن کارش درست است.
