اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحقق رجاء حقیقی در سایه التزام و عمل به مبانی

0
سال 1422
جلسات

فقره دعاء: و أعلم أنّك للراجي بموضع إجابة و للملهوفين بمرصد إغاثة. 1 توضيحي در ارتباط با فرمايش امام سجاد عليه السلام در اين فقره شريفه: و اَعلم اَنك للرّاجي بموضع اجابة و... 2 فرمايش آيت اللَه سيد ابراهيم خسروشاهي در تحسين مرحوم علامه طهراني. 3 فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با تغيير مسير زندگي ايشان پس از شنيدن سخنان اخلاقي مرحوم آيت اللَه شيخ عباس طهراني.

تحقق رجاء حقیقی در سایه التزام و عمل به مبانی

17
  • برای رسیدن به آن مطلوب هر عملی که هست ما باید انجام بدهیم اما نه اینکه دیگر پشتش چیز دیگری بخواهیم چرا؟ چون در همان انجام دادن عمل، اراده او تعلّق گرفته [که‌] انجام بدهیم و الّا انجام نمی‌دادیم پس از کی طلب داریم؟ از کی طلب داریم؟ اگر بگوییم خدایا ما نماز شب می‌خوانیم یک‌دفعه فردا شب ساعت دیگر زنگ نمی‌زند، پا شو دیگر! این طرز فکر، طرز فکر یک عبد نیست طرز فکر یک سالک نیست، طرز فکر یک شخص امیدوار نیست کسی که امید به رحمت خدا دارد، دیگر از خدا بی‌توقّعی‌اش هم نمی‌شود چرا؟ چون یک طرفه قرار داده مسئله را، فقط به طرف خدا، تمام شد، نماز خواندیم آقا نماز خواندیم حالی پیدا نکردیم، مگر نماز را برای حال می‌خوانی؟ آقا نماز خواندیم چیزی در خودمان مشاهده نمی‌کنیم، می‌خواستی چی ببینی؟ آقا این روزه‌ای که گرفتیم ....، بله یک وقتی انسان دنبال این است که اشتباهی کرده، نقصی از او سر زده، عیبی متوجّه اوست، عیب خودش را رفع کند، این یک مطلبی است اشکال ندارد، آیا ما نماز خواندیم فلان، خیلی خب اینجای نمازت اشکال دارد این کار را نکن، این کار را نکن، یک وقتی نه! به آنچه را که تکلیف اوست عمل کرده خب بقیه‌اش هم انسان جایز الخطاست، جایز النسیان است دیگر، انسان معجون به خطایاست. معجون به اشتباه است و آن مقدار هم خدا می‌بخشد حالا انسان متوقّع این باشد.

  • از این دفعه دیگر، سه ساله آمدی ندیدی خب برو پی کارت می‌گوید ا نشد که! حالا برویم. می‌گویی بنده سه سال است آمدم ندیدم پس چه شد؟ خب از بنده طلبکاری؟ پا شو برو به خدا بگو چرا نشده است؟ چرا؟ وانگهی چرا نشده؟ چرا نشده؟ مگر حتماً باید چیز خاصّی باشد؟ در زمان مرحوم آقا افرادی بودند که از نظر حال، سایر رفقا به این‌ها رشک می‌بردند غبطه می‌خوردند، ولی من نسبت به‌ حال این‌ها نگران بودم، بعد می‌آمدند تعریف می‌کردند برای آن‌ها، من در سجده صحنه‌ی کربلا را می‌بینم، من صبح که از خواب برمی‌خیزم از هر برگ درخت صدای لا اله الّا اللَه می‌شنوم دروغ هم نمی‌گفتند ها دروغ نمی‌گفتند، من در حال رکوع سیر در آسمان کذا می‌کنم من در فلان حال، حضرت عیسی را در فلان جا دیدم من در چه دیدم؟ من در چه دیدم؟ و بعد می‌آمدند و به سایر افراد اعتراض می‌کردند این‌ها، می‌گفتند شما چه کار کردید؟ شما با این سیرتان چه‌کار کردید؟ ما دو سال و سه سال چقدر، پیش آقا آمدیم داریم این چیزها را می‌بینیم، چه‌کار کردیم! هان؟ این‌ها چیه؟