اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

14766
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

10
  • اینجاست که مسئله، مسئله‌ی خُبث باطن، خبث طینت در اینجا می‌آید ظهور پیدا می‌کند این طرف قضیه می‌شود قبح، قباحت و قبح و وقاحت و فاجعه روز عاشورا از نقطه نظر توجّه به کثرت و توجّه به عالم کثرات این بُعد از قضیه‌اش است که نیاتی که در روز عاشورا بود در طرف مقابل، این نیات همه نیات شیطانی بود، خب، این طرف قضیه چی؟ این، این طرف قضیه، بهاء و بهجت و سور و سرور

  • و خنده و شادی و مسلم ابن عوسجه شب عاشورا شروع کرده بود تازه بعد از یک عمر به شوخی گرفتنش، با این شوخی می‌کرد با آن [شوخی می‌کرد]، هفتاد سال سنّش بود خب این موقع، امشب موقع‌ شوخی‌کردن است برو دو رکعت نماز بخوان، برو بابا دیگر نمازهایت را خوانده‌ای دیگر، بیا امشب بخندیم، من دارم می‌گویم البتّه چرا او هم به همین مضامین، به اصطلاح داشته. امشب شوخی نکنیم پس کی شوخی کنیم؟ هان؟ مسلم ابن عوسجه از بزرگان بود [از] پیرمردهای اصحاب امام حسین بود. گفته بود که مگر نمی‌دانید فردا چه می‌شود؟ فردا این‌ها را نگذارید کسانی دیگر گوش بدهندها فردا تا ما کشته بشویم یک راست می‌رویم پیش حورالعین، این را من نگفتم‌ها، او گفت، شاید هم همین حرفش هم بالأخره شوخی بود دیگر، بالأخره آنکه برای این مسائل نبوده، خب بنده خدا شاید هم خیلی شانسی نداشته در این دنیا، بالأخره گفته که در اینجا که گیرمان نیامد حالا بلند شویم برویم، امام حسین خیلی به ما وعده داده، بلند شویم برویم آن طرف قضیه ببینیم چه خبر است. علی کل حال، بالأخره ما هم شوخی می‌کنیم دیگر.

  • سرور بود، بهجت بود، نماز بود، قرآن بود، تلاوت کتاب خدا بود، مناجات بود بهاء بود، نور بود، روحانیت بود، عظمت بود، جلال بود، ابهّت بود، کبریائیت سیدالشهداء بود، این‌ها چه بود؟ این طرف قضیه، خب اگر قرار بود این کشته شدن، فردا زشت باشد پس این همه دم و دستگاه، برای چه هست؟ این بساط پس برای چه باید باشد؟ این اوضاع پس برای چه است؟