اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

14766
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

15
  • پس بنابراین در رجاء که انسان قصد دارد از خدا بخواهد آن جنبه نفسانی‌اش کار را خراب می‌کند، چرا سحر حرام است؟ چون جنبه نفسانی دارد، سحر و جادو یک واقعیت است منتهی این سحر و جادو اگر در مسیر مصلحت قرار بگیرد اشکال ندارد اگر در مسیر مفسده قرار بگیرد این حرام است‌ سحر کنند بین دو نفر را بهم بزنند، بین خانواده را بهم بزنند، مشکلات برای افراد بیاورند، این‌ها همه هست، این‌ها همه واقعیت دارد و تمام این‌ها خود شخص را بعداً دامنگیر خواهد شد همه‌ی این‌ها دامنگیر خواهد شد. و از این‌ها هم می‌شود این استفاده‌ها را کرد.

  • یک شخصی نقل کرد در یک مجلسی [که‌] ما هم بودیم خیلی وقت پیش مثلًا سی سال پیش من یادم است این شخص هم الآن فوت کرده، آن موقع پیرمرد بود، می‌گفت یک برادری داشتم که در همین مسائل سحر و این‌ها و طلسمات و امور عجیبه و غریبه وارد بود، یک روزی آمد پیش من، ما خبر پیدا کردیم که یکی از برادرمان که یک قدری هم از ما بزرگ‌تر بود، آن شخص می‌گفت، می‌گفت برف آمده [بود و او] رفته بود بالای پشت بام، آن برف‌ها را آن بالا تمیز کند، از آن بالا پرت شده پایین و فوت کرده، رفتیم و در حال تشییع و این‌ها و تدفین بودیم، این برادر دیگر که برادر کوچک‌تر ما بود آمد پیش من، گفت: های داداش گفتم: چی است؟ گفت: می‌دانی آخرش بکشتمش گفتم. چی بکشتمش؟ گفت، به او گفتم پول بده برم فلان کار را انجام بدهم، نمی‌دانم چه‌کار بکنم، گفت نمی‌خواهم بدهم، گفتم ندهی می‌کشمت، گفتش که بکش، آخرش بکشتمش، گفتم چه‌کار کردی؟ ای بی پیر، ای خانه خراب، فلان کردی، خب می‌دانستم این از این کارها هم می‌کند، از این خلاصه ...، گفت هیچی، یک هفته رفتم توی اطاق در را بستم شروع کردم به اوراد و اذکار و طلسمات و از این حرف‌ها بعد سر یک هفته، آخر بکشتمش، و این معلوم شد که بله ایشان رفته سراغ این حرف‌ها و این‌ها و بعد وقتی تمام شد که این بیچاره‌ی بخت برگشته، داشته بالای پشت بام برف‌ها را [پارو] می‌کرده یک‌دفعه سُر می‌خورد از آن بالا، با مغز می‌آید پایین و حالا نگو این ترتیبش را داده به اصطلاح، البته خودش هم گفت حالا که من بکشتمش خود من هم بعد از یک هفته می‌میرم، آن هم گفته بود، خب این چه کاری است؟ واقعاً!