اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

14766
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

17
  • اگر در آن دنیا بودی، کسی که می‌رود در آن دنیا اشراف پیدا می‌کند به مصالح، البتّه تا حدودی، وقتی می‌رود در آن دنیا می‌بیند، اه عجب! آمدن این‌جا، بابا ما چی؟ کجا بودیم؟ می‌گویند بچّه وقتی در شکم مادر هست نمی‌خواهد بیاید بیرون می‌گوید عجب جای خوبی داریم، گرم و نرم و غذایمان هم که می‌رسد، کوپنی هم که نیست و دائم الفیض است دیگر، خون مادر خب به بچّه می‌رسد و دائماً ....، نسبت به آن محیط عادت می‌کند، خب چشم ندارد، بیچاره چیزی را ندیده، چشمش که در تاریکی محض بوده، فی ظلمات ثلاث، نمی‌خواهد، سر نه ماه که شد هی آقا بیا بیرون، ببین اینجا چه خبر است، آسمان، زمین، اینجا رفیق، قوم و خویش، می‌گوید نه، همین جا خوب است، هرچه به او می‌گویی، این ملائکه می‌بینند نشد، خلاصه هرچه به این می‌گویند نمی‌آید می‌آیند جلو گوشش را می‌گیرند یکی می‌زنند، به او می‌گویند برو بیرون، می‌گویند، در روایت داریم، آن گریه‌ای که بچّه بعد از آمدن به بیرون می‌کند مال آن کتکی است که قبلًا خورد، مال کتکی است که آن‌جا خورده حالا آمده، البتّه بعضی‌ها هم نمی‌آیند کار به عمل کشیده می‌شود، مثل اینکه کتک ملائکه کارساز نبود، می‌گفتند جنّ از بسم اللَه در می‌رود، گفتند جنّ‌های آن زمان نه این زمان، این‌ها یک آیه‌الکرسی هم بخوانی می‌ایستند، بیشتر نمی‌روند، حالا این‌ها.

  • قضیه‌ی ما هم همین است، ما هم در این دنیا نگاه به خودمان می‌کنیم به مصالح می‌کنیم به این اوضاع می‌کنیم خیال می‌کنیم مطلب همین است، امّا اگر برویم آن دنیا و چشم ما در آن طرف باز بشود آیا باز هم می‌خواهیم بچّه‌مان در این دنیا بماند، یا نه دیگر؟ می‌گوییم نه! خدایا ردش کن بیاید، بیاید این‌جا پیش خودمان، پس بنابراین علّت شفایی را که ما می‌خواهیم برای چی است؟ برای خودمان است، بخاطر اینکه با خودمان انس بگیرد. هیچ اصلًا نگاه به این نمی‌کنیم که این مصلحتش چی است؟ خدا برای این چه تقدیری کرده؟ شاید مصلحتش در رفتن است، هیچ چیزی ندارد، چون ما در این دنیا هستیم و می‌خواهیم با ما انس بگیرد، با ما مأنوس باشد، ما پیشش باشیم دور و بر ما باشد، خدایا شفایش بده، نذر می‌کنیم، سفره می‌اندازیم، فلان می‌کنیم، و آن طرف، خدا می‌گوید بابا جان! آخر تو یک طرف مسئله را می‌بینی، یک کمی از بسیار را داری می‌بینی، مصلحت خودِ این، در رفتن است، مصلحت این در چه است، نه خدایا، باید این بماند، خیلی خب ما آن را نگه می‌داریم، تو را می‌بریم، یک کدام از این دوتا، ای داد بیداد نشد، این خدا با ما هم خلاصه نمی‌خواهد راه بیاید، آن‌وقت ما می‌آییم شروع می‌کنیم چی؟ دعا کردن، خدایا این طور کن، خدایا آن‌طور کن.