اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

14766
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

خواست سالک دردعاهای خویش مبتی بر اراده و مشیّت خداوند متعال

20
  • آن‌وقت ما می‌آییم از آن دریچه خودمان مسائل را بررسی می‌کنیم و از آن محدوده فکر، این را من دارم می‌گویم آن مطلب دیگر تمام شد، در آن محدوده فکر ناقص ما هی می‌آییم. چه کار می‌کنیم؟ اصرار می‌کنیم، ابرام می‌کنیم، خسته می‌کنیم، افراد را خسته می‌کنیم آقا این‌طور بشود، آقا این‌طور بشود، دعا این‌طور باشد، فلان باشد دعا، این‌طور باشد، نه آقا! انسان راحت بگیرد مسئله را به خدا واگذار کند مصلحت خدا را در ضمیر و نیت خودش داشته باشد پس چه کنیم؟ از یک طرف مأمور به دعا هستیم .....

  • خدا به حضرت موسی علی نبینا و آله علیه‌السّلام خطاب می‌کند یا موسی حتّی نمک طعامت را هم از من بخواه‌1، مریض شده بود، دوا نمی‌خورد منتظر بود خدا شفایش بدهد، خدا گفت اگر تا روز قیامت بنشینی من شفایت نمی‌دهم من این حکمتم را در این گیاهان پس برای چی قرار دادم؟ بلند شو برو از این علف‌ها بخور خوب شوی این عقاقیر، گیاهانی دارویی سنّتی آن موقع که کپسول و پنی‌سیلین و این‌ها نبود. آمپول پنی‌سیلین، بله من یادم است آن موقع‌ها که بچّه بودیم، ما مریض که می‌شدیم، تب‌ که می‌کردیم مسئله‌ی تب ما یک طرف، مصیبت دواهائی که ایشان به ما می‌دادند یک طرف، آخ آخ چشمتان روز بد نبیند، جوشانده به ما می‌دادند آقا خورده‌اید تا حالا؟ باید پیرمردها خورده باشند، حالا دیگر، آقا تلخ، بدمزه، ما حالمان به هم می‌خورد ما آن تب‌مان یادمان می‌رفت. وقتی تب می‌کردیم، گفتیم دوباره به جوشانده‌های آقاجان مبتلا شدیم، من یادم است، هیچ وقت یادم نمی‌رود وقتی که من آمدم قم در سنّ هفده سالگی، قم آمدم در همان زمستان اول تب کردم، خب دیگر مرحوم آقا آن موقع پیش ما نبودند جوشانده به ما بدهند، من گفتم الحمدلله یک تب دل‌چسب ما گرفتیم، ما یک تب دلچسب کردیم، بی‌جوشانده، از همین قرص‌ها خوردیم بعد که رفتیم برایشان تعریف کردیم، این قدر خندیدند که به پشت افتادند، گفتم آقا از دست جوشانده‌های شما دیگر راحت شدیم حالا که رفتیم قم، همین آقا، حالا دیگر راحت شد. آمپول شده، کپسول شده، قرص و از این چیزها شده، مسئله چیز است.

    1. عدة الداعى و نجاح الساعى، ص ١٣٤.