اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت رجاء زیاد نسبت به خدا و پرهیزازیآس وناامیدی

14331
سال 1422
جلسات
نسخه عربی

اهمیت رجاء زیاد نسبت به خدا و پرهیزازیآس وناامیدی

16
  • چرا و این چه مرضی است در ما؟ ـ که بنده هم مرتّب همین‌طور دارم می‌شنوم و هر کسی می‌خواهد بیاید درد و دلی با ما بکند این جنبه یأس را هی می‌آورد و این را خلاصه در ذهنش و در قلبش هی رشد می‌دهد ـ چرا ما نباید آن جنبه رحمانیت خدا و آن جنبه نورانیت خدا ....، بابا جان اگر خدا به اندازه شیطان هم بود، این ترجیح جنبه‌ی یأس بر جنبه‌ی رحمت ترجیح بِلا مرجّح بود، چه برسد به اینکه این طرف کفّه خداست، خدا گفته رحمت من همه را شامل می‌شود. آن‌وقت ما داریم می‌آییم این شیطان را که به اندازه یک دانه سنگ ریزه هم در قبال این مسائل اصلًا ارزشی ندارد. ما این طرف را می‌آیم می‌گیریم، این چه نقطه ضعفی در ماست؟ چرا باید این‌طور باشد؟ آیا این سوء ظنّ به خدا نیست؟ ها؟

  • اینجاست که مرحوم آقای حداد ـ رضوان اللَه علیه ـ می‌فرمودند که سالک اصلًا به شیطان نباید فکر کند، فکر کردن به شیطان به معنای چیست به معنای کنار گذاشتن خداست، شیطان چه رقمیه آقا؟ اصلًا به شیطان نباید فکر کنی که ما آخ‌آخ یک شیطان الآن اینجا هست می‌خواهد ما را گول بزند مواظب باشید. سالک باید [کار] خودش را درست انجام بدهد، برود جلو، تکلیف را عمل بکند و برود جلو، نیتش خدا باشد که عمل کند اصلًا نباید به این طرف قضیه که شیطان هست. اصلًا شیطان را بیاورد در ذهنش، برای چه بیاید؟ حیف نیست این ذهن آدم که شیطان بیاید توش؟ حیف نیست؟ حیف نیست این ذهن که گفتن دیگر ...؟ حرم پیغمبر می‌رویم به جای اینکه به پیغمبر فکر کنیم به عمر و ابوبکر، به آن‌ها برداریم فکر می‌کنیم، بابا پیغمبر را ما در اینجا رها کردیم داریم به عمر و ابوبکر، کی هستند و دعایت را خراب کنی، فکرت را خراب کنی و ذهنت همه، را خراب بکنی، این‌ها چیست؟ این‌ها آن رهنمودهای اساسی سلوک است که بزرگان این‌ها را برای ما آمدن شرح دادن که ما را از این گذرگاه‌ها عبور بدهند ما نایستیم، اگر ما بیاییم بایستیم، شیطان بر ما غلبه کرده است می‌گوید ها، نگهت داشتم، همین که داری به من فکر می‌کنی برای من بس است، حالا نمی‌خواهد گناه بکنی، همین من در قلب شریف تو بیایم، در آن قلب تو من جا باز بکنم، این جایگاه برایت باز بکنم، درست است آقا یا نه؟ اگر اشتباه می‌گوییم بفرمایید درست است. آقا، همین قدر که جا، این برای من کافی است لذا ما پاتکی که باید فوراً بزنیم این است که بگوییم ما اصلًا به تو فکر نمی‌کنیم، تو اصلًا کی هستی که بخواهی بیایی؟ حالا بیایی و بعد هم ما از تو بترسیم، دست و پایمان را جمع کنیم و مواظب کارهایمان باشیم و این طرف نکنیم، نه، فرض می‌کنیم، اصلًا شیطانی وجود نداشته است، خدا شیطانی اصلًا قرار نداده است، شیطان نیست.