
اهمیت رجاء زیاد نسبت به خدا و پرهیزازیآس وناامیدی
اهمیت رجاء زیاد نسبت به خدا و پرهیزازیآس وناامیدی
18وقتی انسان نسبت به این مسائل آگاه شد به یک مرتبهی دیگری میرسد که اصلًا در آن مرتبه به شیطان دیگر نباید توجّه کند. شیطان دیگر کیست؟ آن مال اول بود، بسیار خب، حالا فهمیدیم، مخلصتان هم هستیم بفرمایید شما بروید، مخلص شما هستیم، هی شیطان میگوید نه آقا بنده مخلصم، میگوییم اختیار دارید خواهش میکنم، شما بروید سراغ دیگران، این همه هستند، دست از سر ما یکی بردارید، میگوید نه بنده میخواهم در خدمتتان باشم، بنده عاشق جمال شما هستم میخواهم در خدمتتان باشم، نه آقا این همه از ما خوشگلتر هست، بفرمایید، ها، بروید دنبال آنها، هرچه میآید، نه مخلصیم، وقتی هی آمد هی بهش گفتیم مخلصیم، هی آمد گفتیم مخلصیم، کمکم چه میشود، دلسرد میشود، بعد یک وقتی انسان به خودش نگاه میکند میبیند اصلًا در وجودش شیطان را نمییابد، اصلًا دیگر در وجودش احساس اینکه یک نیروی اهریمنی است نمیکند، ذهن و فکر او دیگر یک طرفی میشود، اینجا آن منظور کلام آقای حداد استها، نگویید چرا کلام آقای حداد با آیات قرآن منافات دارد؟
آیات قرآن میگویند که مواظب شیطان باشید، آقای حدا میگویند نه، اصلًا شیطان را در نظر نیاورید، شنیده شدهها، اینکه ایشان میفرمایند اصلًا سالک نباید به شیطان فکر کند این مرتبهی دوم از مرتبهی معرفت است که در آنجا توجّه به شیطان وقوف است، ایستادن است، توقّف کردن است، به راه ادامه ندادن است، حرکت را پیگیری نکردن است، اینجا اصلًا فقط انسان باید به خدا توجّه کند و برود جلو، برود جلو، برود جلو، آنوقت در مواردی که در آن موارد احتمال خلاف یا چیزی هست، آنجا دیگر خود خدا آن راه صحیح را بر انسان القا میکند، آن طریق صحیح را خدا در نفس انسان، آن طریق را چهکار میکند؟ الهام میکند، الهام میکند، البتّه خب خطا و لغزش این اشکالی ندارد، خب برحسب قصور نفس انسان، ممکن است از انسان خطا و لغزش هم سر بزند، خب بعداً هم انسان استغفار میکند ولی دیگر به این شیطان و امثال ذالک توجه نمیکند.
