اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت رجاء زیاد نسبت به خدا و پرهیزازیآس وناامیدی

14331
سال 1422
جلسات

اهمیت رجاء زیاد نسبت به خدا و پرهیزازیآس وناامیدی

19
  • ما در یک هم‌چنین محیطی باید چه‌کار کنیم؟ باید توجّه خودمان را به خدا ببریم، باید رحمت او را در ضمیر خود قرار بدهیم، رحمت او را باید در ضمیر قرار بدهیم، باید غفران او را همیشه متوجّه حال خود کنیم، نه اینکه منظور من این است که هیچ نگرانی نسبت به مآل خود نداشته باشیم! نه، منظورم این نیست، سالک باید نسبت به مآل خودش نگران باشد، نگران بودن یعنی مواظب بودن، بی‌خیال نبودن، نه اینکه دلهره و ترس داشتن، ترس موجب می‌شود انسان زمین بخورد، ترس و خوف موجب می‌شود که انسان آن حرکت خودش را نداشته باشد. همیشه در حالت خمود باشد، هیچ وقت جرأت برای گام برداشتن و قدم برداشتن نداشته باشد، این مسئله، مسئله‌ی ترس است.

  • امّا نگران حال بودن به معنای پیگیری کردن است کسی که می‌خواهد امتحان بدهد. ترس از امتحان ندارد ولی نگران امتحان است اگر نگران امتحان نباشد. خب به جای درس خواندن بلند می‌شود می‌رود فوتبال بازی می‌کند دیگر، می‌گویند آقا درس بخوان، نه می‌رویم فوتبال بازی می‌کنیم، خدا بزرگ است. این معلوم است نگران نیست، این معلوم باکش نیست، ولی کسی که می‌رود درس می‌خواند برای امتحان، نمی‌گویند از امتحان می‌ترسد، ترس ندارد امتحان، رفتن نشستن.

  • نگران بودن، یعنی مراقب بودن، سالک باید مراقب باشد، نه اینکه ترس داشته باشد، ترس غلط است، مراقب باید باشد، مواظب باید باشد، چرا؟ چون این نعمت یک وقت از دست نرود این نعمت، رسیدن به مطلوب، یک وقت از دست نرود. این را می‌گویند مراقبت، مراقبت و نگرانی این اصل اول حرکت است، کسی که مراقبت نداشته باشد حرکت ندارد، کسی که نگران نباشد قدم از قدم برنمی‌دارد، می‌رود دنبال گردو بازی، می‌رود دنبال بازی‌های بچه‌گانه، می‌رود دنبال اتلاف وقت، می‌گویند این باکش نیست این نگران نیست، طوری‌اش نیست، به قول موسی بن جعفر علیه‌السّلام که می‌فرمایند ـ وقتی بشر حافی داشت در منزلش ساز و فلان و این حرف‌ها و موسیقی می‌زد. البتّه موسیقی آن موقع حلال نبود، آن موقع هنوز حرام بود، داشت می‌زد، این بنده‌اش آمد دم در ـ حضرت فرمودند که اینجا خانه کیست؟ گفت خانه بِشر است، حضرت فرمودند که عبد است یا آزاد؟ گفتش که آزاد هست حضرت فرمود بله اگر عبد بود این کارها از او سر نمی‌زد، در مقابل خدا این بساط لهو و لعب را به وجود نمی‌آورد، بعد دیگر آن می‌آید و می‌گوید چرا دیر کردی و بعد دیگر جریان امام کاظم را می‌گوید و دیگر منقلب می‌شود می‌آید و می‌شود بشر حافی دیگر ها.1

    1. منهاج الکرامة، ص ٥٩.