حقیقت توحید بر اساس داستان حضرت هاجر
12و واقعش هم همینطور است، تمام عوالم؛ عوالم ناسوت، عوالم ملکوت، لاهوت، ملک و ملکوت، تمام اینها بر اساس اراده و مشیّت امام زمان میگردد. همان حاجیهایی که الآن سعی صفا و مروه میکنند به ارادۀ امام زمان انجام میدهند! ولی خود امام زمان هم این کار را میکند هفت مرتبه میرود میآید، چرا؟! زیرا او میبیند این عمل، عملی است که للّه بوده است. پس اللَه در اینجا قرار داده است، دیگر در اینجا مظهری وجود ندارد! دیگر حضرت هاجری در اینجا نیست! وقتی که عمل، عمل للّه باشد، دیگر امام زمان هم باید همین کار را انجام بدهد. اولیاء هم باید بیایند همین کار را انجام بدهند. وقتی که حضرت ابراهیم عملش شد للّه، این سنگها را ساخت، بقیّه باید بیایند دور اینها بگردند. نباید بگویند او حضرت ابراهیم بوده است و مربوط به ما نیست!
حکایتی از اخلاص علامه طهرانی در نماز جمعه
اول انقلاب بود در میدان شاه طهران، -مسجد شاه که بعد شد مسجد امام- نماز جمعه بپا بود. مرحوم آقا در آنموقع میرفتند، ما هم گاهی اوقات که در طهران بودیم میرفتیم. در آنجا نماز جمعه برقرار بود. خطیبی در آنجا بود امام جماعتی که حالا نمیدانیم هستند یا نه! یک روز که موقع ظهر به سمت آن مسجد میرفتیم، دو نفر از آقایان، که یکی از آنها در قم بود سابق میدیدم ولی یکی از آنها در طهران بود -نمیدانم از دنیا رفته یا نه- ایشان، شخص پیری بود و از آقایان خیلی معروف و اعیان طهران بود، گفتند: آقا کجا تشریف میبرید؟! آقا گفتند: «نماز جمعه است، میرویم برای نماز جمعه». ایشان با تعجب پرسیدند: آقا! شما نماز جمعه میروید؟! آقا شما اعلم هستید! من بنویسم آقا؟! بنویسم که شما اعلم هستید؟! آقا فرمودند: اعلم باشیم، نماز جمعه است! آن کسی که به همراه این آقا بود که میگفت: «آقا شما اعلم هستید چطور دارید میروید؟!» گفت: آقا بیا برویم، این آقای طهرانی است، که اینطور است، من و شما هستیم که به جبرائیل هم اقتدا نمیکنیم! این آقای طهرانی حسابش فرق میکند. بعد ما که رفتیم ایشان رو کردند به من و گفتند: «آقا حالا مگر یکی اعلم باشد نباید پشت سر غیر اعلم نماز بخواند؟!»

