اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت توحید بر اساس داستان حضرت هاجر

14269
سال 1423
نسخه عربی

حقیقت توحید بر اساس داستان حضرت هاجر

15
  • آقا! آنجا این حرف‌ها نیست، این بالا پایین‌ها همه برای این طرف قضیّه است اما آنجا نه، آنجا رو حساب عبودیّت است. هرچه عبودیّت بیشتر شد، هرچه مسکنت بیشتر شد، هرچه آن صفر بودن بیشتر شد؛ بعضی‌ها یک صفر هستند، بعضی‌ها دو صفر هستند. اگر یک وقت ما شدیم به اضافۀ بی‌نهایت! آن‌موقع قضیّه یک چیزی می‌شود، به صفرها اضافه کنیم نه به اعداد!

  • به قول آقای حدّاد می‌فرمودند:

  • «اینها می‌آیند می‌گویند به ما اضافه کن، نمی‌گویند از ما بگیر!»1

  • دائم می‌گویند عدد به ما اضافه کن؛ دو رقم بشود سه رقم، سه رقم بشود چهار رقم، و نمی‌گویند این عددها از ما گرفته بشود و به صفرها اضافه بشود.

  • در آنجا برعکس امتحاناتی است که در مدرسه می‌گیرند! در امتحان‌ها هرچه عدد بیشتر باشد تا به بیست برسد او برنده است؛ ولی آنجا هر کس صفرش بیشتر باشد. هر کسی، ده تا صفر بگیرد برنده است! حالا شما در مدرسه صفر نگیرید! در مدرسه بیست بگیرید. این حسابی است که در آنجا هست!

  • إن‌شاءاللَه که خداوند به همۀ ما توفیق بدهد و ظاهراً یک مقدار هم زیاده‌روی کردیم. إن‌شاءاللَه تتمّۀ مسئله و مطالب برای جلسۀ آینده إن‌شاءاللَه.

  •  

  • اللَهمّ صل علی محمد و آل محمد

    1. روح مجرّد، ص: ٢٦٩:
      حضرت حدّاد قدّس اللَه سرّه می‌فرمود: من می‌بینم در همه حرم‌های مشرّفه مردم خود را به ضریح می‌چسبانند و با التجا و گریه و دعا می‌گویند: وَصْله‌ای بر وصله‌های لباس پاره ما اضافه کن تا سنگین‌تر شود. کسی نمی‌گوید: این وصله را بگیر از من تا من سبک‌تر شوم، و لباسم ساده‌تر و لطیف‌تر شود!»