لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال
12گفتم صد سال نمیخواهم بدانم. نمیخواهم اصلًا بدانم آقا، من اصلًا نمیخواهم بدانم، بعضی از رفقا و دوستان یك وقتی آمده بودند در اینجا و یك مطالبی هم با خودشان آورده بودند در اینجا كه آن مطالب را خب به نظرشان میرسید ما مطّلع باشیم شاید خوب باشد. یك دفتری بود شاید حضور هم داشته باشند نمیدانم وقتی دفتر را آوردند خواستند .... گفتم آقا همینطور بسته باشد، همینطور بسته باشد. گفتند آقا این یك مسائلی است كه شما باید بدانید. گفتم نه آقا! نه! ما كه اصلش را گذاشتیم كنار، اینكه دیگر فرعش است.
حالا بنده، یك كسی آنور دنیا یك حرفی زده است بنده خبر داشته باشم چه خبری؟ ما اینقدر گرفتاری داریم، به قول مرحوم آقا اینقدر بیچارگی داریم، بخواهیم یكی یكی به آنها برسیم نوبت نمیرسد به اینها یعنی این یك مسئله واقعی است ها.
اگر شما دیدید افرادی دارند دنبال این طرف و آن طرف و حرف نقل كردن هستند، بدانید اینها آدمهای بیكاری هستند. آدمهای بیكار! آدمی كه كار دارد آدمی كه درد دارد، آدمی كه بدبختی دارد. هزارتا گرفتاری دارد باید یكی یكی این گرفتاریها و بیچارگیها را باید برسد، این اصلًا به دنبال این حرفها نمیرود. پشت سر آدم حرف میزنند بگذار بزنند. آقا فلان جا راجع به شما این را گفتند. گفتم بگذار بگویند، بگذار بگویند بگذار بگویند.
چند روز پیش داشتم در قم میرفتم همین قبل از سفرمان، ایام شعبان، یك بنده خدایی بود اوّل در مشهد بود و فلان، پشت سر آقا چه حرفهایی میزد چه میگفت و فلان میكرد. همین چند شب پیش داشتم میرفتم، دیدم عكسش را زدند به دیوارها، گفتم عجب، ببین دنیا را، ببین دنیا را، تو تا دیروز داشتی چه میگفتی، الآن آنجا یكی یكی حالا بیا حساب پس بده. یعنی به همین راحتی! آیا این میارزد؟ واقعاً؟ نه! واقعاً آدم میگوید! واقعاً میارزد؟ واقعاً میارزد انسان بیاید وقتش را بگذارد در این حرفها كه دو روز دیگر عكسش را بزنند به دیوار؟ حضرت آیة اللَه كذا و سید و فلان و نوه آقای فلان و به چیچی و این حرفها از دنیا رفت.

