لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال
13بسیار خوب از دنیا رفتیم تمام شد؟ حالا بیا آنجا حساب پس بده. چرا این حرف را زدی؟ چرا به این سید این تهمت را زدی؟ چرا این مطلب را گفتی؟ چرا؟ چرا گفتی كسی كه منزل ایشان میرود باید استكانش را آب بكشد؟ تو چرا این حرف را زدی؟ حالا بیا ثابت كن دیگر. حالا بیا ثابت كن كه این مطلبی كه گفتی به چه دلیلی بوده؟ یعنی میارزد واقعاً انسان در این دنیا و در این چند روزی كه هست یك قدری به این كثرتها تفكّر كند، یك قدری به این تعلّقها تفكّر كند، یك قدری به این مطالب بیاید برسد. بیاید به اینها یك مقداری برسد.
امام سجّاد علیهالسّلام میگوید من آمدم و ناله و ابتهال خودم را به درگاهی آوردم كه میدانم در این درگاه غیر از توحید هیچ چیزی راه ندارد. در این درگاه روابط وجود ندارد. در این درگاه لحاظهای دنیا وجود ندارد. هیچ چیزی در اینجا [وجود ندارد]، توحید محض است و كسی است كه از همه به انسان نزدیكتر است و از همه به انسان او اولی است چرا؟ چون سایر افراد بر فرض كه اهل جود باشند، جود آنها جود مجازی است، جود آنها به واسطه جود پروردگار است. پس چرا انسان سراغ اصل نرود؟ كُلُّ ما بالعَرَض يَنتهى الى ما بِالذّات1 دیگر، اگر شخصی هم در این دنیا جودی داشته باشد اگر شخصی هم در این دنیا ترحّمی داشته باشد اگر شخصی هم در این دنیا عاطفهای داشته باشد. این عاطفه و لطف و ترحّم و جود و ایثار و انفاق همه مال آن مبدأ است از آن مبدأ آمده است در این قوالب برحسب استعداد قرار گرفته است و تعین پیدا كرده است. چرا من از اوّل سراغ او نروم؟ چرا بیایم سراغ افراد دیگر؟ چرا؟
حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیهالسّلام وقتی كه در زندان بود، تازه رفته بود در زندان دیگر، تازه رفته بود در زندان، بسیار خب، شما آمدید و یك امتحان بزرگی هم انجام دادید و در قبال این مسئله، در قبال این مسئله خلاف شرع ایستادید و به مصداق آیه شریفه لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ2 كه منظور از برهان ربه همان نوری بود كه خداوند به واسطه آن نور، حقیقت مسئله را برای او روشن كرد و موجب شد كه از این مسئله كنارهگیری كند.
- قاعده فلسفى است به معناى ......
- ٢. سوره يوسف (١٢) آيه ٢٤.

