
لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال
موضوع اين جلسه: بيان علت انحصار تضرع به درگاه خداوند. فقره دعاء: و أن في اللَهف إلي جودك و الرضا بقضائك عوضاً من منع الباخلين... المستأثرين. 1 رجوع مرحوم آية اللَه سيد محمود شاهرودي درحلّ مسائل رياضي به علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 2 ذکر حکایتی در ارتباط با اطلاع پیدا کردن استادی نسبت به مسائل باب ارث، بواسطۀ امیرالمؤمنین علیه السلام. 3 نقش «يداللَه فوق ايديهم» بر سردر ورودي حرم اميرالمؤمنين عليه السلام به دستور نادر شاه افشار می باشد. 4 اطلاع واحاطه مرحوم علامه طباطبائی رضوان اللَه علیه به علوم مختلف بواسطۀ عنایت و توجه الهی می باشد . 5 حكايت حضرت عيسي عليه السلام و گنجي كه به حواريون خود وعدۀ آن را داده بودند. 6 عملکرد و فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام به فضه خادمه خود هنگامی که ظرف مسی را تبدیل به طلا کرد. 7 علت اینکه چرا ابتهال وتضرّع انسان تنها باید در قبال پروردگار متعال باشد.
لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال
14در روایت داریم ظاهراً از امام رضا علیهالسّلام است كه وقتی زلیخا یوسف را درون اتاق برد و در را بست آمد یك پردهای انداخت به روی بت، یك بتی در آن اتاق قرار داشت، آمد یك ستار و پردهای انداخت روی بت، یوسف گفت چه كار میكنی؟ چرا پرده میاندازی؟ گفت خجالت میكشم چون این بت میبیند، یك تصوّری اینها داشتند نسبت به الهه خود، نسبت به این اصنام كه اینها خب شعور دارند و ممكن است. گفت خجالت میكشی از اینكه این بت تو را ببیند امّا من خجالت نكشم از آن كسی كه مرا خلق كرده است و به من قدرت داده است و به من وجود داده است و او شاهد است و بصیر است و ناظر است و رائی است و از من به من نزدیكتر است؟ این را گفت و فرار كرد.
حضرت میفرماید: بُرْهانَ رَبِّهِ همین بود.1 همین نوری كه خدا در این موارد، و این هم در همه ما هستها! خیال نكنید مال حضرت یوسف است ولی ما میبینیم رد میشویم خیلی راحت عین آب خوردن، آنی كه حضرت یوسف دید ما هم میبینیم، ما هم میبینیم اگر ما نبینیم كه دیگر گناه نیست. اگر ما ادراك گناه را نكنیم. خب با این چوب با این دیوار چه فرقی میكنیم؟ اینی كه گناه است به خاطر این است كه میبینیم و چشممان را میبندیم آقا! شوخی هم نداریم؛ میبینیم چشممان را میبندیم إنشاءاللَه بله گربه است! سرما خورده چشممان را میگذاریم میرویم، ولی نه! حضرت یوسف كه این جرقه آمد فرار كرد، این بُرْهانَ رَبِّهِ است، فرار كرد بسیار خوب آمد خلاصه گرفتیمش شما بنده هستی و باید بنده در خدمت مولایش باشد و در اینجا نشوز تحقّق گرفته شما را به زندان میاندازیم گفت میخواهی به زندان بیندازیی بینداز من خلاف پروردگارم عمل نمیكنم، برویم، برویم به زندان بسیار خوب، جای خوبی است، تازه خوب جایی گیر آوردیم و خلوت است و خوب و دیگر از دست بنیآدم هم راحت میشویم و دیگر برای خودمان هستیم دیگر!
- ١. كلام الميزان
