اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال

0
سال 1423

موضوع اين جلسه: بيان علت انحصار تضرع به درگاه خداوند. فقره دعاء: و أن في اللَهف إلي جودك و الرضا بقضائك عوضاً من منع الباخلين... المستأثرين. 1 رجوع مرحوم آية اللَه سيد محمود شاهرودي درحلّ مسائل رياضي به علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 2 ذکر حکایتی در ارتباط با اطلاع پیدا کردن استادی نسبت به مسائل باب ارث، بواسطۀ امیرالمؤمنین علیه السلام. 3 نقش «يداللَه فوق ايديهم» بر سردر ورودي حرم اميرالمؤمنين عليه السلام به دستور نادر شاه افشار می باشد. 4 اطلاع واحاطه مرحوم علامه طباطبائی رضوان اللَه علیه به علوم مختلف بواسطۀ عنایت و توجه الهی می باشد . 5 حكايت حضرت عيسي عليه السلام و گنجي كه به حواريون خود وعدۀ آن را داده بودند. 6 عملکرد و فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام به فضه خادمه خود هنگامی که ظرف مسی را تبدیل به طلا کرد. 7 علت اینکه چرا ابتهال وتضرّع انسان تنها باید در قبال پروردگار متعال باشد.

لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال

3
  • و این داشت درس می‌داد و به بحث ارث كه رسیده بود در این مسائل ارث بعضی از موارد و فروعاتی هست كه یك قدری پیچیده است و حساب‌های ریاضی دارد. این گیر كرده بود. یكی از شاگردانش ریاضی‌اش خوب بود و از او تقاضا كرد كه بیاید و این مقدار از مسائل را در منزل به [او] یاد بدهد. این شاگرد هم خب بی‌ادبی بود این قضیه نسبت او گفت استاد باید خدمت شاگرد برسد یا شاگرد پیش استاد برود؟ شما در اینجا شاگرد من هستید و باید شما به منزل من بیایید! خلاصه نرفت. آن نیامد. و این هم خیلی متأثّر شد خیلی متأثّر شد نه حالا اینكه از رفتن ابائی داشته باشد از این برخورد ناراحت شد. حالا یك قضیه مثلًا این‌طور دارد برخورد می‌كند. خیلی دلش شكست.

  • شب رفت حرم امیرالؤمنین و خلاصه ناله‌اش را آورد اینجا، خلاصه ببین باخلین از ما دریغ كردند و ما اینجا خلاصه [پناهی‌] نداریم فردا هم درس داریم، خلاصه در همان حرم كه بود، این حلّ مسئله برایش روشن شد. روشن شد و فردا آمد سر درس و خیلی، اصلًا حكم را بلد نبود، بلد نبود ...

  • می‌گویند كه وقتی نادرشاه رفته بود در نجف، این ایوان را كه درست كرده بود [ند] به دستور نادر بود دیگر، خب نادر دین نداشت اصلًا، گَبر بود زرتشتی بود، آمده بودند از او سؤال كرده بودند كه آقا بالای در این ایوان ما چه بنویسیم؟ سردر ورودی حرم امیرالؤمنین چه بنویسیم؟ نادر گفته بود بنویسید يَدُ اللَه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ‌1 بعد این‌ها رفتند. میرزا مهدی مستوفی كه وزیر نادر بود این قضیه را شنید، گفت خودتان شما شنیدید؟ گفتند بله ما شنیدیم. گفت این حرف نادر نباید باشد، بروید حالا دوباره از او بپرسید. بگویید راستی چه گفتی؟ قبلًا صحبت شد یك ساعت پیش چه گفتید؟ آمدند گفتند قربان چه فرمودید؟ این [كه‌] قبلًا [گفتید] ما فراموش كردیم. گفت: پدر سوخته‌ها همانی كه گفتم بنویسید، پدر سوخته‌ها همان كه گفتم بنویسید. نمی‌دانست چه بر زبانش آمده است 

    1. سوره فتح (٤٨) آيه ١٠.