
لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال
موضوع اين جلسه: بيان علت انحصار تضرع به درگاه خداوند. فقره دعاء: و أن في اللَهف إلي جودك و الرضا بقضائك عوضاً من منع الباخلين... المستأثرين. 1 رجوع مرحوم آية اللَه سيد محمود شاهرودي درحلّ مسائل رياضي به علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 2 ذکر حکایتی در ارتباط با اطلاع پیدا کردن استادی نسبت به مسائل باب ارث، بواسطۀ امیرالمؤمنین علیه السلام. 3 نقش «يداللَه فوق ايديهم» بر سردر ورودي حرم اميرالمؤمنين عليه السلام به دستور نادر شاه افشار می باشد. 4 اطلاع واحاطه مرحوم علامه طباطبائی رضوان اللَه علیه به علوم مختلف بواسطۀ عنایت و توجه الهی می باشد . 5 حكايت حضرت عيسي عليه السلام و گنجي كه به حواريون خود وعدۀ آن را داده بودند. 6 عملکرد و فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام به فضه خادمه خود هنگامی که ظرف مسی را تبدیل به طلا کرد. 7 علت اینکه چرا ابتهال وتضرّع انسان تنها باید در قبال پروردگار متعال باشد.
لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال
9من یادم است این بنده خدا رفت در حرم و اصلًا بهطور كلّی بنا را بر این گذاشت كه اصلًا متعرّض این شخص نشود و هر كاری این كرد انجام بدهد. هر كاری كرد كرد. بعد كمكم این قضایا همه نسیاً منسیا شد چه شد و اینها، تا اینكه آن شخص مبتلا و گرفتار شد، گرفتار شد یعنی از اوج قدرت و اوج عزّت و اوج شوكت به حضیض ذلّت و پستی و دنائت و گرفتاری و ضیق و مشقّت و حبس و زجر و ضرب و جرح، هر چه شما بخواهید تصوّر كنید، آمد.
چرا؟ چون آن قدرت، قدرت الهی نبود آن قدرت، قدرت شیطان بود. آن عزّت عزّتی الهی نبود، آن عزّت عزّت نفس و توغّل در كثرات بود. از آن شوكت و اینها در آمد آن قدرتی كه مال قدرت كثرات است همان كثرت میآید یك روز به ذلّت میاندازدش.
مگر عمر سعد نبود، عمر سعد فرمانده لشگر ابنزیاد بود به همان دستور ابنزیاد آمد فرماندهی كرد و آمد پسر پیغمبر را كشت همین ابنزیاد آمد آن نامه ری و نامه استانداریش را پاره كرد ریخت جلویش، گفت بفرمایید. گفت من دادم بده ببینم نامه را بده ببینم، نامه را گرفت و ریز ریز كرد گفت بفرمایید. حالا چه كار میكنی؟ میخواهی چه كار بكنی؟ این هم دیوانه شد زد به سرش، میرفت منزلش میآمد میرفت تو حمام، دوباره از حمام درمیآمد میرفت تو خانهاش، دوباره درمیآمد میرفت این، همش از تو حمام میآمد میرفت تو.1
این شوكت، شوكت چه است؟ شوكت شیطانی است همان شوكت شیطانی میآید این را به حضیض ذلّت میآورد و بعد با همان چه كه با او به افراد تهمت میزد با همان هم از این دنیا رفت. به همان وضع و به همان كیفیت.
تو با خدای خود انداز كار و دل خوشدار *** كه رحم اگر نكند مدّعی خدا بكند 2 - بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ٣٣٧.
- ديوان حافظ- غزليات- شماره ١٨٧:
طبيب عشق مسيحادم است و مشفق ليك *** چو درد در تو نبيند كه را دوا بكند
