اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک
11ان یحیى کان یبکى و ان عیسى کان یضحک و یبکى و الّذى کان یضحک و یبکى افضل،1 حضرت یحیی مسئلهی خوف و مسئلهی گریه و عطوفت و رقّت بر او غلبه داشت، حضرت یحیی غالباً گریه میکرد غالباً گریه میکرد به نحوی که حضرت زکریا وقتی که میخواست برای افراد صحبت کند در روایت هست که میگفت ببینید یحیی در مجلس هست یا نیست؟ چون وقتی که شروع میکرد به صحبت و نصیحت حالت گریه و حالت حزن بر حضرت یحیی آنقدر غلبه میکرد که به غش و بیهوشی میافتاد، یعنی خیلی در آن حالت ....، میگفت ببینید هست یا نیست؟ اگر هست حرف نزنیم، خلاصه حرفهایمان را عوض کنیم خلاصه مطلب را تغییر بدهیم، حضرت عیسی هم گریه میکرد و هم میخندید بعد حضرت میفرمایند حضرت عیسی مقامش بالاتر است چون هر دو جنبه در او به فعلیت و به ظهور میرسد والذى کان یضحک و یبکى أفضل. این افضل است خنده و گریه هر دو به دست خداست و هر دو، دو صفت از صفات وجودیه پروردگار است و نزول آن صفات است و این صفات که نباید عاطل و باطل بماند. مولانا چه خوب در اینجا میگویند:
گر به جهل آییم آن زندان اوست.
میگوید در حالت جهل اگر قرار بگیریم آن جنبهی ضیق، ضیق از نقطهی نظر واردات، واردات نورانیه، واردات علمیه، آن نزول آن جنبهی صفت پروردگار است به معنای تنگ کردن و ضیق گرفتن، از نظر تضیق بر شخص؛
[گر به جهل آییم آن زندان اوست] *** ور به علم آییم آن ایوان اوست گر بگرییم آن ابر پر زرق وییم *** ور بخندیم آن زمان برق وییم گر به خواب آییم مستان وییم *** ور به بیداری بَدستان وییم بَدستان که میدانید چه است؟ هان؟ بَدستان چه است؟ بَدستان بلبل، بلبل را میگویند بَدستان.
گر به خواب آییم مستان وییم *** ور به بیداری بَدستان وییم گر به خشم و جنگ عکس قهر او اوست *** ور به صلح و عذر عکس مهر اوست - الكافى (ط- الإسلامية)، ج ٢، ص ٦٦٥: عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِى الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ: كَانَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا ع يَبْكِى وَ لَا يَضْحَكُ وَ كَانَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع يَضْحَكُ وَ يَبْكِى وَ كَانَ الَّذِى يَصْنَعُ عِيسَى ع أَفْضَلَ مِنَ الَّذِى كَانَ يَصْنَعُ يَحْيَى ع.

