اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک

14328
سال 1423

اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک

15
  • خدا از آدم طلبکار خوشش نمی‌آید! طلبکار، خدا از آدم نیازمند خوشش می‌آید نه طلبکار، طلبکارانه هیچ وقت پیش خدا نروید، آدم نیازمند در نفسش احساس خضوع می‌کند. ما وقتی که سابق می‌خواستیم برویم پییش یکی درس بگیریم، وقتی یک شخصی فاضلی را پیدا می‌کردیم، که به درد درس گرفتن و این‌ها می‌خورد وقتی می‌رفتیم نمی‌گفتیم آقا یا اللَه بیا درس بده که، آقا سلامٌ علیکم حال شما خوب است لطف می‌فرمایید؟ اجازه می‌فرمایید؟ چه کنیم؟ فلان و این حرف‌ها، او را بر سر رحم و عطوفت می‌آوردیم یک درسی هم برای ما ....، حالا اگر می‌رفتیم می‌گفتیم آقا یا اللَه بیا درس بده ببینم، می‌گفت چه است؟ طلب داری؟ نمی‌خواهم بدهم، نمی‌خواهم.

  • یک وقت در خدمت مرحوم آقا بودیم، یک نفر یک بنده خدایی نشسته بود همین‌طور نشسته بودیم یک‌دفعه این بنده خدا نمی‌دانم چه شد قضیه‌اش؟ خلاصه یک طوری شد و یک قسم، یک‌دفعه بلند شد از آن کنار اتاق آمد خدمتشان دو زانو، رو کرد به ایشان، آقا این انگشتری که در دست شماست به من بدهید، این همین‌طوری! گفتیم چه شد قضیه؟ ایشان هم درآوردند دادند یعنی حالا دیگر نمی‌دانم چه حرفی بوده؟ شبیه این انگشتری که .... شبیه همین، درآوردند این هم گرفت دستش کرد و رفت نشست.

  • وقتی مجلس تمام شد ایشان رو کردند به من گفتند: این قسم صحیح نیست، همین، همین یک کلمه، این قسم صحیح نیست. این روش این برخورد، این چیز.

  • حال انسان نباید حال یک شخص طلبکار که حالا یک چیزی فرض بکنید که داده به خدا حال می‌خواهد بیاید پس بگیرد.

  • آقا جان تمام سلّول‌های وجودی ما فریاد نیاز دارد از آن‌ها بلند می‌شود، چه توی تصوّر ماست؟ چه توی فکر ماست؟ تمام ذرّات وجودی ما، اگر ما بدانیم اگر ما بدانیم، این سلول‌هایی که در دست و پا و سر و معده و بدن ما هست چگونه این‌ها از نقطه‌ی نظر وجود خودشان و بقاء خودشان و استمرار حیات خودشان، دست نیاز و عجز به سوی پروردگار دارند و اینکه خدمتتان می‌گویم مشاهده شده است‌ها. خیلی‌ها مشاهده کردند آن‌وقت دیگر از خودمان خجالت می‌کشیم از نفس خودمان خجالت‌ می‌کشیم که وقتی بدن ما و سلول‌های ما و تمام موهای بدن ما، به این نحو اظهار عجز در قبال قدرت لایزال پروردگار را می‌کنند و از او استمداد می‌گیرند برای ادامه حیات، آن‌وقت ما در قبال خدا که بایستیم به حال توقع! دو رکعت نماز می‌خوانم یک خانه توی بهشت طلب دارم. سه رکعت می‌خوانم یک خانه‌ی چهارصد متری، رکعت چهارم صد متر اضافه می‌شود این کار را انجام می‌دهم ... آن کار ...، نه آقا! اینکه رسم بندگی نیست اینکه رسم بندگی نیست رسم بندگی را باید بیایم از حضرت سجّاد یاد بگیریم. حضرت سجّاد ببینیم چه می‌گوید؟ می‌گوید خدایا اصلًا من کسی هستم که از تو چیزی بخواهم؟ در همان خواستی که دارم در آن لحظه این خواست را تقاضا می‌کنم اراده و آن مشیت و قدرت و لطف توست که مرا قرار داده است و الّا نمی‌خواستم.