اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم حالت انكسار وانابه‏ به پروردگار متعال

15033
سال 1423
نسخه عربی

لزوم حالت انكسار وانابه‏ به پروردگار متعال

10
  • انسان همین‌طور بگیرد بنشیند و هر کاری دلش می‌خواهد انجام بدهد و خودسرانه دست به هر عملی بزند، بدون مشورت با این و آن و بدون این‌که فکرش را بکار بیاندازد و بدون این‌که صَلاح و مصلحت دیگران را مدّنظر قرار بگیرد و بعد که به یک بدبختی می‌افتد خدا خواسته است نه خدا نخواسته خودت خواستی، کی گفته است خدا خواسته؟ کی گفته خدا خواسته؟ نخیر خدا هم نخواسته، خدا نخواسته و توی سرت هم می‌زند همین جا در جا خلاصه به هر بلیه‌ای هم مبتلایت می‌کند چی‌چی خدا خواسته است؟ آدم بیاید از روی هوا و بی‌بند و باری و لاابالی هر کاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و وقتی که عواقب این قضیه دامنش را می‌گیرد آن‌وقت بیاید بگوید خدا خواسته است برای ما نه، کی گفته خدا خواسته است؟ اگر شما آمدی طبق موازین عمل کردی آنگاه نتیجه‌ای که بر این مترتّب است آن را می‌توانی بگویی خدا خواسته است. امیرالؤمنین که آمد به جنگ به معاویه رفت و بعد به آنجا منتهی شد حالا می‌تواند بگوید خدا برای ما این شکست را خواسته خدا خواسته است که ما به نتیجه نرسیم این را می‌تواند الآن بزند خیلی با سرافرازی و خیلی با روی باز و بدون هیچ‌گونه تأمّل و بدون هیچ‌گونه مضیقه‌ای چون به تکلیفش عمل کرده است. 

  • طِبقاً بر آنچه که تشخیص داده آمده جامه عمل پوشانده ولی مطلب جور دیگری از کار در آمده است این‌جا را می‌گوییم تقدیر، رسول خدا آمد بیست و سه سال با مردم صحبت کرد، رسلت خودش را ابلاغ کرد، دربدری کشید جنگ‌ها زخم‌ها، زخم زبان‌ها، ناراحتی‌ها، مرارت‌ها، نفاق‌ها، نفاق‌های داخلی، نفاق‌ها در داخل منزلش از عیالات خودش بر علیه خودش توطئه، تمام این‌ها انجام داد بعد از دنیا رفت و حکومت به امیرالؤمنین نرسید این را می‌توانیم بگوییم تقدیر بوده من کارم را انجام دادم، درست. اما حالا ابوبکر و عمر بیایند بگویند تقدیر خدا بوده است بر این‌که ما به خلافت برسیم نخیر یک هم‌چنین چیزی نبوده است. حالا می‌بینید دو شقّه شد نسبت به او تقدیر، نسبت به این غیر تقدیر، خواست خدا بوده است ما در خانه فاطمه را آتش بزنیم، او را بین در و دیوار با لگد چنان بزنیم که فرزندش سقط بشود و بعد هم از دنیا برود خواست خدا بوده‌ نخیر هیچ خواست خدا نبوده است. خواست خدا بوده است اگر بگویند چرا این کار را کردی؟ می‌گوید من آمدم در دم در اقلّاً این‌ها خجالت بکشند. بگویند دختر پیامبر آمد دم در و دیگر یک مرد عرب خجالت بکشد با یک زن طرف نباشد. درست؟ اما این‌ها خجالت نکشیدند، او می‌شود تقدیر او می‌شود رضای بقضائک. پس بنابراین مسئله این‌طور نیست که ما هر کاری دلمان می‌خواهد بکنیم.