لزوم حالت انكسار وانابه به پروردگار متعال
9راضی بودنِ به قضای الهی نه به این معناست که انسان بیاید با دست خودش کارهایی را انجام بدهد و وقتی که توی چاه افتاد بگوید خب حالا راضی هستیم، بعضیها اینطور تصوّر میکنند. خب دیگر خدا برای ما خواسته است. خب دیگر خدا برای ما اینطور خواسته است خب دیگر خدا خواسته است که ما در این مضیقه قرار بگیریم. خب خدا برای ما خواسته که فلانی نسبت به ما این نظر را داشته باشد. نه خودت چقدر در این قضیه مقصّر هستی؟ میگویند تقدیر اینطور بوده، تقدیر را ما خودمان میسازیم، کدام رضایت به قضای الهی مورد امضای امام سجّاد است؟ همینطوری بگیریم بنشینیم و بگوییم که تقدیر خداست و ما راضی هستیم؟ اگر رضایت هست به قضای الهی، به کدام قضا و به کدام تقدیر است؟
رسول خدا میفرماید: چند دسته هستند که نباید از تقدیر الهی خود را ملامت کنند یکی آن کسی که کنار دیوار خرابی نشسته است و امکان فرو افتادن این دیوار وجود دارد. خب بلند شو برو کنار بنشین. میگوید نه حالا اینجا مینشینم اگر هم افتاد روی سرمان خوب افتاد دیگر خدا خواسته است خب بنشین آن هم بیافتد. گفت: تنبل نرو به سایه، سایه خودش میآید. بگیر بنشین. اگر دیوار بر سر او افتاد و او مرد تقاضای أجراز ما نداشته باشد که اینجا خبری نیست. هیچ، تازه باید حساب هم پس بدهد چرا بلند نشدی؟ رفتی کنار، این نباید ملامت کند الّا خودش را، دوّم آن کسی که نشسته است در منزل هیچ کار انجام نمیدهد و تصوّر دارد که برایش روزی بیاد. خب اگر از گرسنگی مرد که مرد، بلند شود برود کار کند، دیگر فردی است که به مرضی مبتلا شده است و به حکیم و طبیب مراجعه نمیکند و از داروها و عواقبی که خداوند قرار داده استفاده نمیکند و منتظر است که ما شفاش بدهیم، ما هم شفا نمیدهیم و همینطور در روایات دیگر مطالب دیگر هست راجع به ازدواج هست، راجع به کار هست، راجع به مسائل دیگر هم هست.

