
ترجمه و بیان رسالۀ حقوق امام سجاد علیهالسلام
مجلس چهارم
علامه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی در مجلس دوم با ادامه شرح فرازهای رساله، به تبیین حقوق انسان در عرصۀ روابط اجتماعی میپردازد. بحث از حق شریک و لزوم امانتداری و مشورت آغاز میشود و سپس حق مال، طلبکار و رفیق مطرح میگردد تا معیار سلامت تعاملات مالی و اخلاقی روشن شود. در ادامه، حقوق مدعی و مدعیعلیه، آداب مشورت و نصیحت، و شیوۀ برخورد با ناصح و مستنصح بیان میشود. سپس حقوق اقشار مختلف جامعه از جمله سالمندان، کودکان، نیازمندان و نیز وظیفۀ انسان در برابر نیکیکننده یا بدیرساننده بررسی میگردد. در پایان، حق مسلمانان و اهل کتاب تبیین میشود تا چارچوبی جامع برای تنظیم روابط فردی و اجتماعی بر اساس تقوا، عدالت و رحمت ارائه گردد.
ترجمه و بیان رسالۀ حقوق امام سجاد علیهالسلام
3حق طلبکار
و أمّا حقُّ غَریمِکَ الّذی یُطالِبُکَ فإن کُنتَ مُوسِرًا أعطَیتَه، و إن کُنتَ مُعسِرًا أرضَیتَه بِحُسنِ القَولِ و رَدَدتَه عَن نَفسِکَ رَدًّا لطیفًا.
«حقّ طلبکارت (آن کسی که از تو مطالبه میکند و دَین خود را میخواهد) این است که اگر میتوانی بپردازی باید دَین او را بدهی، و اگر نمیتوانی، مُعسِری [و] در عسر و حرج زندگی میکنی و قادر بر ادای دَین خود نیستی، آن غریم و طلبکار خود را به حُسن قول راضی کن و طلب او را از خود بگردان به گردانیدنِ لطیفی که از تو نرنجد و صبر کند تا هنگامی که تو بتوانی طلب او را اداء کنی.»
حق رفیق
و حقُّ الخَلیطِ أن لا تَغُرَّهُ و لا تَغُشَّهُ و لا تَخدَعَه و تَتَّقِیَ اللهَ تَبارَکَ و تَعالیٰ فی أمرِه.
«و امّا امر رفقا و دوستان و افرادی که با تو مخالطه و معاشرت دارند، این است که آنها را گول نزنی، مغرور نکنی، با آنها غِشّ نکنی، مکر و حیله نکنی و از خدای علیّ أعلیٰ در امر آنها بپرهیزی.»
حق مدّعی
و أمّا حقُّ الخَصمِ المُدّعِی عَلَیک فإن کانَ ما یَدَّعِی عَلَیکَ حقًّا کُنتَ شاهِدَه علیٰ نَفسِک و لا تَظلِمُه و أوفَیتَه حقَّه، و إن کانَ ما یَدَّعِی عَلَیکَ باطلًا رَفَقتَ بِه و لا تَأتِ فی أمرِه غَیرَ الرِّفقِ و لا تُسخِطُ رَبَّکَ فی أمرِه. و لا قُوّةَ إلّا بِاللَه.
«و امّا حق آن کسی که ادّعایی بر تو دارد (در خصومت و دعوایی که نزد حاکم شرعی میروید، ادّعایی برعلیه تو دارد و حقّی از تو طلب میکند) [این است که] اگر آنچه را که از تو ادّعا میکند، حقّ است، بنابراین خودت شاهد بر نفس خودت هستی (چون خودت فیما بَینک و بَین الله میدانی که آن ادّعایی که بر تو دارد، حقّ است) پس بنابراین در این موضوع، خودت گواه بر خودت هستی، و مبادا به او ظلم کنی، حق او را وفا کن! و اگر آنچه ادّعا میکند بر تو، باطل است، جملات زشت و زنندهای از تو سر نزند، با او به رِفق رفتار کن و غیر از رفق با او رفتار مکن، و خدای خود را از خود مرنجان در آن امری که راجع به او است. و لا قُوّةَ إلّا باللَه.»
