لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق
11تمام این فتنههای در دنیا زیر سر انگلیس است مرحوم آقای حدّاد هم به این مسئله تأکید داشتند ایشان هم میفرمودند همه فتنهها در دنیا از زیر سر انگلیس بلند میشود. درست شد؟ الآن هم همینطور است.
گفتند: این شرمآور نیست که برای یک عالم شیعه بلند شود دست نیاز، در حالتی که در همین ایران ما پزشکان مسلمان متعهّد نمازخوان، مجرّب خوبی داریم برای چه بلند شویم برویم آنجا چرا؟
وقتی اینجا نیست کسی، آن یک بحث دیگری است آن تکلیف شرعی اقتضا میکند مطلب دیگری است ولی نه، ولی اصلًا این مطلب برای اینگونه افراد از اوّل در ذهنشان نمیآید. از اوّل فکر میرود به انحراف، از اوّل فکر میرود به سمت رجوع به کفر، رجوع به ظلم، از اول، تا چشمش درد میگیرد آقا بلند شوم بروم خارج، من بودم دیگر من در خیلی از جاها، شخص، آقا ما در همین جا خب داریم پزشک داریم چشم پزشک داریم، متخصّص داریم چه داریم اینطور هم نیست مسئله دیگر بله، یک مرتبه از اوّل ذهن میرود. چرا میرود؟ چرا؟ به خاطر اینکه یک عمر با انحراف از خدا ما خو گرفتهایم خدا توی زندگی ما نبوده، خدا در زندگی ما نقش نداشته، تمام زندگی ما توجه به دنیا و توجّه به کثرات و زد و بست و بند و فلان این را ببین، آن را ببین، این روابط و این پارتی بازیها و این نمیدانم چه و این چه و چه، خدا این وسط نبوده.
لذا در اینگونه مواقع هم خدایی در کار نیست تا یک مشکلی پیدا میشود یک مرتبه ذهن میرود به سمت چی؟ میرود به سمت همان اتّجاهاتی که و همان اهداف و غایاتی که در نفس رسوخ کرد و حک شده است و تمام زوایای وجود و قلب ما را پر کرده است. نفس میرود چی؟ نفس میرود به آن سمت. چرا بچّه وقتی که یک مشکلی برایش پیدا میشود زود میرود دامن مادرش را میگیرد؟ چرا؟ چون غیر از مادرش کسی را ندارد. تا گریه میکند مادر میآید برایش غذا میآورد زمین میخورد میآید او را استمالت میکند، گرسنه میشود، میآید چه میکند، تشنه میشود چیزی میخواهد، این فقط در مخیله خودش مادر را دارد، اگر صد تا زن در اینجا باشد تا یک دستش درد میکند میخورد زمین از میان این صدتا نگاه میکند آن کسی که مادر است فوراً میرود سراغش، هیچ دیدید برود سراغ کس دیگر، برود سراغ یک زن دیگر، چون در تمام وجود او فقط مادر قرار دارد یا پدر قرار دارد. کسی دیگر قرار ندارد.

