اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

14060
سال 1423
نسخه عربی

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

14
  • وقتی ابتلاء پیدا می‌شود دیدید چه می‌گویند مردم؟ چه کنیم صبر کنیم غیر از صبر که چاره‌ای نیست هان، وقتی یک کسی فوت می‌کند خیلی تسلّی هم که می‌خواهند بدهند برمی‌دارند چطوری می‌گویند، می‌گویند غیر صبر که چاره‌ای نیست باید بنیشینیم یا این‌که یک قدری که بخواهند بله بیشتر، یک جرأت بیشتری هم داشته باشند، بنده خودم شنیدم ها گفتند:

  • در کف شیر نرِ خونخواره‌ای‌ *** غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای‌ 1
  • پس باید دست روی دست بگذارند و هرچه ما می‌گوییم گوش بدهد تا تبدیل به یک موجود بسیار پاک و خیلی منزّه و چیز بشود هیچ کار نباید بکند، تمام نظام عالم همه باید سر جایش بماند. عمرها همه صد هزار سال و دویست هزار سال، یک میلیون بالأخره هر کسی موقع آخر عمرش می‌آید، مگر کسی دیگر با اختیار بخواهد برود بگوید نه ما نمی‌رویم ما همین‌طور، اگر رفت می‌شود شیر نر خونخواره این تکلیف خودت، چاره‌ای جز صبر نیست دیگر، صبر باید کرد چاره‌ای نیست اما آن کسی این‌ها را همه را از جانب محبوب برای او تربیت می‌بیند، از جانب خدا برای او امتحان می‌بنید با آغوش باز این امتحان را استقبال می‌کند نه أخم کردن، با آغوش باز، سخت است ولی آغوش باز دارد.

  • آنکه مردن به نزدش تَهلُکة است‌ *** نهی لا تُلقُوا بگیرد او به دست‌ 2
  • ولی اگر نه مُردن که مَهلکه نبود، مُردن هلاکت نبود، به قول امیرالؤمنین علیه‌السّلام که می‌فرماید: این أجلی که خدا برای این‌ها قرار داده این‌ها به خدا شاکی هستند خدایا چه دو سال دیگر ما را می‌خواهی چیز کنی؟ دو سال دیگر می‌خواهی ما را ببری، همین الآن بابا، «وَ لَو لا الاجل الَّذى کتَبَ اللَه لَهُم لَم تَستَقِرَّ ارواحُهُم فى أَجسادِهِم طَرفَةَ عَین شَوقاً إِلَى الثَّواب»،3 اگر آن أجل و مدّت نبود که بالأخره آن یک تقدیر حتمی الهی است و باید هر شخص به آن أجل برسد تا این‌که از دنیا برود بر طبق آن نظام کلّی و ارتباطاتی که بین شخص و بین آن نظام أحسن و نظام کلّی عالم هست. این‌ها یک دقیقه یک ثانیه توی این دنیا نبودند. درست؟، چرا این‌ها این‌طور هستند؟ چون از اوّل این‌ها راهشان را درست رفتند، خدای یسر برای آن‌ها همان خدای عُسر است، خدای گشایش برای آن‌ها همان خدای در حال ضیق است، خدای در سلامتی برای آن‌ها، خدای در مرض است خدای در حیات برای آن‌ها خدای در مرگ است و خدای در انبساط برای آن‌ها خدای در قبض است هیچ تفاوتی از این نقطه نظر برای آن‌ها ندارد. و وقتی شخص به این حالت باشد آن وقت دیگر در این صورت دیگر برای او تفاوتی نمی‌کند، فرقی نمی‌کند وضعش یکسان است حالتش نسبت به مشیت الهی یکسان است.

    1. مثنوى معنوى، دفتر ششم:
      در كف شير نرى خون‌خواره‌اى‌ *** جز كه تسليم و رضا كو چاره‌اى‌
    2. مثنوى معنوى، دفتر سوم: آنكه اين مردن ...
    3. از جمله فقرات خطبه ١٩١« نهج البلاغه» كه به خطبه همّام معروفست: وَ لَوْلَا الاجَلُ الَّذِى كَتَبَ اللَهُ عَلَيْهِمْ، لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِى أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ؛ شَوْقًا إلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفًا مِنَ الْعِقَابِ.