اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

14060
سال 1423
نسخه عربی

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

9
  • ام آر آی او این‌طور است آزمایشش فلان است پزشک‌هایش چه هستند نرس‌هایش چه هستند، فلانند وضع بیمارستان چطور است. یک سلّول خاطی اگر تو یک میلیون بخواهد نشان می‌دهد کجا در اینجا این‌طور است، آنجا فقط این‌طور است این‌ها را همه، امّا موقعی که دارد می‌آید یک عکس همان موقع برداریم این دوتا را بگذاریم پهلوی هم، آن موقع خندیدن دارد به این آقای بزرگوار، این آقای جاهل و مغرور، این آقایی که فقط مادّه را می‌بیند و اصلًا نظری به ماوراء مادّه ندارد.

  • ای مسکین بیچاره در هر قدمی که داری برمی‌داری از آنجا دارند ساپورتت می‌کنند. بیچاره بدبخت. مگر می‌توانی یک قدم با اختیار خودت برداری؟ در هر نَفَسی که داری می‌کشی از آنجا دارند تو را إمداد می‌کنند، در هر پلک چشمی که داری می‌زنی، حتّی این فکری که داری می‌کنی می‌روم آنجا از آنجا این را برای تو دارند قرار می‌دهند نه اینکه خلاف قرار بدهند، این قدرتش، تو می‌آیی می‌پیچانی آن را، از آنجا دارد این امداد می‌شود، چی؟ حالا می‌رسی؟ ای داد بیداد، کجاست آن قدرت؟ کجاست آن شهامت؟ کجاست آن تکنولوژی؟ کجاست آن تکنیک؟ کجاست آن افراد مجرّب؟ کجا کو؟ اوّلین مسئله برای ...

  • مرحوم آقا من در خدمت ایشان در طول دورانی که ایشان به امراض و ابتلائات مبتلا می‌شدند من بودم شاید کم بیماری بوده که ایشان مبتلا شدند و من در جریانش نبودم. وقتی که ایشان به من آن ناراحتی کبدی آن انسداد مجرا، مجرای کارُدوک مبتلا شدند من در همان بیمارستان بودم، هر کسی به ایشان تلفن می‌زد از عوام و غیر عوام، از معمّمین و علماء، اولین مطلبی که می‌گفت: آقا بروید آمریکا، آقا بروید خارج، آقا بروید فلان، یک نفر به ایشان نیامد بگوید آقا حال شما چطور است؟ تو مشهد با امام رضا حال می‌کنید چه‌کار می‌کنید تو اینجا، ایشان بیمارستان قائم بودند دیگر، بیمارستان قائم مشهد، حال شما چطور است؟ چه‌کار می‌کنید؟ فلان، حال و اوضاعتان چطور است؟ من در اتاق بودم افراد می‌آمدند برای دیدن ایشان، تا مطّلع می‌شدند آقا چرا این‌جا هستید؟ بروید آقا خارج، معمّمین، معمّمین، آقا شما که امکانات دارید آقا شما که چه هستید آقا شما که دوستانی دارید آقا فلان دارید چرا؟ درست شد؟ من که ندیدم حالا بعضی‌ها اصلًا متعرّض نمی‌شدند حالا نگوییم همه درست شد؟ یکی به‌ ایشان تلفن کرده بود از اقوام ایشان، از اقوام خیلی نزدیک، آقا من می‌خواهید همین الآن برایتان جور کنم بروید آقا آن‌جا، بروید در امریکا آن‌جا چه کنید فلان کنید، انگلیس یا امریکا نمی‌دانم کدامشان. آقا می‌خندیدند می‌گفتند که بله، بعد یک شوخی هم با آقا کرده بود و ایشان هم جوابشان را داده بودند.