اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

0
سال 1423

فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة 1 عدم شناخت و معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال 2 ذکر حکایتی در ارتباط با توجّه فردی نسبت به امور اعتباری و نفسانی و عملکرد استاد در قبال او 3 لزوم تحفّظ و مراقبت افراد نسبت به ورود خطورات فاسد در ذهن ایشان 4 سالک راه الهی امور خود را بر اساس وظیفه وتکلیف خویش انجام داده ومؤثری جز پروردگار متعال در عالم وجود نمی بیند. 5 روح عزّت وحمیّت اسلامی مرحوم علامه طهرانی مانع از رفتن ایشان به دول کفر برای معالجۀ بیماری های خود می شود.

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • وَ أن الرَّاحِلَ إِلَیک قَرِیبُ الْمَسَافَة.

  • کسی که به سمت تو حرکت می‌کند و به سمت تو سفر می‌کند، کسی که به سمت تو سفر می‌کند، این سفرش خیلی کوتاه و قصیر است، سفر طولانی نیست.

  • تصوّر ما بر این است که چون عادت داریم با مسائل مادّی و با مسائل طبیعی سر و کارمان است و ارتباطات ما با جزئیات و با عالم مادّه است، طبعاً یک مسافت و فاصله‌ای را بین خود و بین خدا که از چشمان ما پنهان است احساس می‌کنیم، وقتی که اسم خدا می‌آید همین الآن که من گفتم شما تصوّر نکردید یک خدایی می‌آید در ذهن خیلی دور، مثلًا تصوّر می‌کنید این خدای ما باید از منظومه شمسی عبور کند از ثوابت عبور کند کهکشان‌ها را یکی یکی ردّ کند از آن ستاره‌هایی که خلاصه این‌ها ستاره‌های میکروسکوپی چه می‌گویند؟ ستاره‌های تلسکوپی می‌گویند، با چشم نمی‌شود ردّ کند، تلسکوپ‌های ظاهر هم ردّ کند تلسکوپ‌های اتمی، این‌ها چیزهایی که آن آخرین مرتبه دنیا، آن آخرین مرتبه فیزیکی و مادّی به اصطلاح شما آقایان، آخرین مرتبه‌ای که در آن متریال قرار دارد، در آن آخرین مرتبه از آنجا به بعد می‌شود خدا، یک هم‌چنین تصوّری، این‌طور نیست؟ تا حالا ما این‌طوری خیال می‌کردیم دیگر.

  • می‌گویند آقا دعا کن، یک‌دفعه سرمان را می‌کنیم به بالا، یک بُعد خیلی طولانی در ذهن می‌آید و خیلی هم بخواهیم به خدا، سر خدا منّت بگذاریم و إظهار محبت و معرفت کنیم می‌گوییم بالأخره صدای ما به گوشش می‌خورد. صدای ما بالاخره به او می‌رسد. دیگر نسبت به خدا این‌قدر کم لطف نمی‌توانیم باشیم که بگوییم نشنود.

  • آخر می‌گویند، حاج عبدالجلیل می‌گفت: این را مرحوم آقا تعریف می‌کردند، می‌گفتند یک‌دفعه ما کربلا بودیم حاج عبدالجلیل آنجا بود خدا حفظش کند ایشان الآن در کویت است. می‌گفت این پسر بزرگ آقای حدّاد بسیار آدم ساده‌ای بود، خیلی ساده است، خیلی، زیادی ساده بود، می‌خواست برود در نجف گفت می‌روی آنجا برو سلام ما را به امیرالؤمنین برسان یک حاجت هم من دارم آن حاجتم هم‌ بگیر و بیا یک حاجتی دارم، به امیرالؤمنین بگو، بگو یک حاجتی دارد، بله می‌گفت: شب هم آنجا بودیم مراجعت کرد و گفتیم: خوب چه شد قضیه؟ گفت: واللَه رفتم به علی بگویم خیلی سرش شلوغ بود نفهمیدم شنید یا نه؟ بنده خدا نیز ساده، لابّد همهمه هم بوده، دیگر بهتر درست شد؟