کیفیت ارتباط و احاطه خداوند نسبت به عالم وجود
10آمد و نشستند، یهودی رو کرد به امیرالمؤمنین گفت یا علی سؤالهایی دارم، این را آمدم از پیغمبر آخرالزّمان بکنم به من گفتند که از دنیا رفته است گفتم آمدم از وصی او سؤال کنم در جواب ....، حضرت فرمودند هرچه میخواهی از من بپرس، شروع کرد پرسیدن. خدا در کجاست؟ حضرت فرمودند: خدا در بالاست خدا در پایین است، خدا در سمت راست است خدا در سمت چپ است خدا روبرو است خدا پشت سر است در همه جا، بعد رو کرد به حضرت گفت مثالی برای این مسئله در دنیا شما میتوانی به من ارائه بدهی؟ حضرت فرمودند: هیزم بیاورید، هیزم آوردند آتش زدند بعد رو کردند به یهودی گفتند این آتش صورتش کدام طرف است؟ گفت همهی اطراف. هم از این طرف نگاه میکنی آتش است هم از آن طرف نگاه میکنی هم از بالا، همه ....، بعد شروع کرد سؤالات کردن وقتی سؤالاتش تمام شد گفت: اشهَدُ أن لا الهَ الّا اللَه و اشهَدُ أن محمَّداً رسولُ اللَه وَ اشهَدُ انَّک وَصىُّ رَسولِ رَبِّ العالمین، شهادت میدهم که تو وصی هستی، بعد دیگر همه گفتند به به صلوات فرستادند چه کنند حالا من میگویم آنها که تکبیر گفتند: یا علی خدا نیاورد روزی را که معضلهای پیش بیاید تو نباشی دَرِش، خدا، نیاورد در آن تو نباشی.1 این حقّه بازیها و کلکهای متعارفی که خب طبعاً در این بود، این امیرالمؤمنین بود، این روش روش آن حضرت بود.
یهودی آمد [به] حضرت میگوید، خدا کجاست؟ خدا در همه جا است.
آنوقت حالا آقایان میگویند ا مگر میشود توی این اتاق خدا باشد؟ نه خدا خیلی بالا است خدا خیلی با ما فاصله دارد. امّا اگر ما یک قدری دقیقتر به مسئله فکر کنیم متوجّه میشویم که نه! همان حق با امیرالمؤمنین است خدا همه جا است و در همه جا حضور دارد و با همه اشیاء معیت دارد. وارد شدن در همان بحثهای حکمی و فلسفی خب موجب ملالت است اما به نحو اختصار و در یک حدودی مسئله، مسئله را در چند جمله ...
- امام شناسى، ج ١، ص: ٢٦٧، ت:« غاية المرام» ص ٥٣١ حديث ٧ از باب ٤١ و در ص ٢٧ كتاب« مقام الامام أمير المؤمنين عند الخلفاء» مرحوم شريف عسگرى گويد: بنا به نقل تذكره« خواص الائمة» ص ٨٧ طبع ايران، عُمَر در قضيه زنى كه شش ماهه زائيده بود و حكم برجم او نموده بود و أمير المؤمنين مانع شدند و سببش را بيان كردند گفت، اللهم لا تبقنى لمعضلة ليس لها ابن أبى طالب، و در« كنز العمال» ج ٣ ص ٥٣ مولى على متقى نظير آن را در مفاد روايت كرده است كه: اللهم لا تنزل بىشدة الا و ابو الحسن الى جنبى، و در« ذخائر العقبى» ص ٨٢ گويد: اللهم لا تنزلن بىشديدة الا و ابو الحسن الى جنبى و نيز از يحيى بن عقيل روايت كرده است، كه عمر در قضاياى مشكلى كه به على بن أبى طالب مراجعه مىنموده و آن حضرت حل مىكرد مىگفت: لا ابقانى الله بعدك يا على، و از ابو سعيد خدرى روايت است كه گفت: شنيدم عمر به على پس از سؤالى كه كرده بود و جواب شنيده بود مىگفت: اعوذ بالله ان أعيش فى يوم لست فيه يا ابا الحسن.
[[اين پاورقى تكرارى است در چند ٩ صفحه قبل گذشت. گروه مصدر انتخاب بفرمايد]]
- امام شناسى، ج ١، ص: ٢٦٧، ت:« غاية المرام» ص ٥٣١ حديث ٧ از باب ٤١ و در ص ٢٧ كتاب« مقام الامام أمير المؤمنين عند الخلفاء» مرحوم شريف عسگرى گويد: بنا به نقل تذكره« خواص الائمة» ص ٨٧ طبع ايران، عُمَر در قضيه زنى كه شش ماهه زائيده بود و حكم برجم او نموده بود و أمير المؤمنين مانع شدند و سببش را بيان كردند گفت، اللهم لا تبقنى لمعضلة ليس لها ابن أبى طالب، و در« كنز العمال» ج ٣ ص ٥٣ مولى على متقى نظير آن را در مفاد روايت كرده است كه: اللهم لا تنزل بىشدة الا و ابو الحسن الى جنبى، و در« ذخائر العقبى» ص ٨٢ گويد: اللهم لا تنزلن بىشديدة الا و ابو الحسن الى جنبى و نيز از يحيى بن عقيل روايت كرده است، كه عمر در قضاياى مشكلى كه به على بن أبى طالب مراجعه مىنموده و آن حضرت حل مىكرد مىگفت: لا ابقانى الله بعدك يا على، و از ابو سعيد خدرى روايت است كه گفت: شنيدم عمر به على پس از سؤالى كه كرده بود و جواب شنيده بود مىگفت: اعوذ بالله ان أعيش فى يوم لست فيه يا ابا الحسن.

