مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است
14لذا انسان نباید بگوید، ولی اگر این غیبت به گوش او رسید دیگر انسان باید بلند شود برود از او حلالیت بطلبد، رسیده دیگر، وقتی رسیده دیگر کارش نمیشود کرد. باید برود و به هر نحوی او را راضی کند و آن آثار سوء این مسئله را باید برطرف کند، اثر سوء دارد.1
حال این عملی را که انسان انجام میدهد که این عمل عبارتست از توجّه، این توجه عبارتست از حضور، یعنی انسان در نزد پروردگار حضور دارد و هر وقت که بخواهد میتواند این را تدارک کند. هر وقتی.
حرّ بن یزید ریاحی کی بود؟ کسی بود که تمام جریان کربلا زیر سر این مرد بود. اگر این نمیگذاشت امام حسین اینطور بشود امام حسین رفته بودند بطرف یمن دیگر، اصلا کربلایی دیگر در کار نبود وقتی که در روز عاشورا آمد و دید مسئله جدّی است، دید، نه قضیه جدّی است حالا خیال میکرد که یک قسم دیگر است خب نفسش خوب بود نفسش خوب بود نفسش صاف بود این دنیا و تعلّقات و زرق و برق و اینها یک قدری او را گرفتار کرده بود اما آن صفای خودش از بین نرفته بود، دید مسئله شوخی نیست آقا! یک طرف قضیه پسر پیغمر است او را میخواهند بکشند! آبنبات و حلوا نیست. آمد پیش عمر سعد گفت چهکار میخواهی بکنی؟ گفت کاری میکنم که کمترش این باشد که سرها جدا بشود، چهکار میخواهم بکنم؟ بیکار نبودیم که سی هزارتا لشکر را برداشتیم آوردیم اینجا! یا باید تسلیم یزید و عبیداللَه بشود همینطوری دستش را میبندیم میرویم آنجا عین اسیر در جلو عبیداللَه نگه میداریم؛ نه اینکه عبیداللَه بیاید برای امام حسین طاق نصرت بیاندازد و گوسفند قربانی کند! نه! مثل اسیر دستش را میبندیم همانطوری که در جنگ بدر همین کار را مسلمانها با آنها کردند و پیغمبر آمد و گفت:
اذهبوا انتم الطلقاء؛ بلند شوید بروید پی کارتان.2 همینطوری دستش را میبندیم میرویم جلوی عبیداللَه بایستد، او خواست ببخشد ببخشد، نخواست نبخشد، اینطوری ...
- ٢. مطلع انوار، ج ٤، ص ٤١٠: كلام شيخ انصارى راجع به موضوع غيبت و كفّاره غيبت.
- ١. إعلام الورى بأعلام الهدى (ط- القديمة)، ص ١١٢: ... ثُمَّ قَال: أَلَا لَبِئْسَ جِيرَانُ النَّبِىِّ كُنْتُمْ لَقَدْ كَذَّبْتُمْ وَ طَرَدْتُمْ وَ أَخْرَجْتُمْ وَ فَلَلْتُمْ ثُمَّ مَا رَضِيتُمْ حَتَّى جِئْتُمُونِى فِى بِلَادِى فَقَاتَلْتُمُونِى فَاذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاءُ. فَخَرَجَ الْقَوْمُ كَأَنَّمَا أُنْشِرُوا مِنَ الْقُبُورِ وَ دَخَلُوا فِى الْإِسْلَام.

