اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است

0
سال 1423

فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة و أنّك لا تحتجب عن خلقك إلّا أن تحجبهم الاعمال دونك. 1 کیفیت ارتباط واحاطه و إشراف پروردگار متعال نسبت به موجودات چگونه می باشد. 2 امروزه تولید سلاح های کشتار جمعی وپیشرفت نظامی درجوامع بر اساس بخدمت گرفتن آنها در مسیر اهداف نفسانی وشیطانی می باشد. 3 توضیحی راجع به شعر نغز استاد سخن سعدی شیراز در تبیین دیدگاه اسلام نسبت به شریعت بنی آدم اعضای یکدیگرند * که در آفرینش زیک گوهرند 4 کیفیت شهادت اعضای بدن انسان بر علیه او در روز قیامت 5 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با علّت عدم ورود ایشان در یکی از قضایا وجریانات اجتماعی مهم 6 بیان کیفیت مالکیت پروردگار متعال نسبت به اشیاء 7 آیا میان انسان و پروردگار متعال فاصله وجود دارد؟

مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است

10
  • لا يسْئَلُ عَمَّا يفْعَلُ وَ هُمْ يسْئَلُونَ‌1 از آنچه که او می‌کند کسی از او سؤال نمی‌کند ولی غیر از او همه مسئولند. همه مسئول هستند، در قیامت می‌آید می‌پرسد. وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ‌ بِأَي ذَنْبٍ قُتِلَتْ‌2 وقتی که از بچّه‌ی دفن شده، در خاک پنهان شده، از او سؤال می‌کنند به چه گناهی تو را در خاک کردند؟ به چه حقّی تو را در خاک کردند؟ باید پدر بیاید جواب بدهد، خدا می‌گوید که به چه ...؟

  • همین بچّه در روز قیامت، می‌گوید خدایا این پدر مرا در خاک کرد و مرا از رسیدن به کمالات محروم کرد، تو مرا در این دنیا به وجود آوردی که به واسطه حیات در دنیا به کمالاتی برسم و این مرا محروم کرد و مرد باید جواب بدهد به چه حقّی؟ برای چه این کار را کردی؟ چرا این کار را کردی؟ تو که می‌خواستی این را دفن کنی از اول چرا رفتی ازدواج کردی؟ تو غلط کردی ازدواج کنی که حالا بیایی دفنش کنی، تو بیخود کردی آمدی نکاح کردی که حالا بیایی این را زنده به گورش کنی، هان؟ تو می‌آیی یک موجودی را درست می‌کنی بعداً برمی‌داری این را زنده به گور می‌کنی؟ تو می‌آیی یک مسئولیتی را می‌پذیری بعدا این وضع را به وجود می‌آوری؟ این اوضاع را به وجود می‌آوری؟ نه.

  • مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یادم است در یک جریانی با یکی از آقایانِ علماء، صحبتی داشتند در همین ساله ای آخر عمرشان در مشهد، او به ایشان گفت چرا شما راجع به فلان مسئله نظر نمی‌دهید؟ و مطلب را بیان نمی‌کنید؟ ایشان فرمودند، من تا وقتی هستم که خون از دماغ کسی نیاید و الّا دیگر نیستم.

  • خیلی قضیه، قضیه‌ی مشکلی است، خیلی قضیه قضیه‌ی حسّاسی است، حالا دیگر انسان خودش باید جواب بدهد خودش باید پاسخ بدهد، انسان می‌گوید نمی‌دانم. بله؟ چرا قضیه این‌طور است؟ چون خدا مالک است، وقتی که خدا مالک شد، دیگر ما حقّ نداریم هر کاری دلمان می‌خواهد انجام بدهیم؛ یک به یک از ما سؤال می‌کنند. امشب چرا آنجا رفتی؟ فردا چرا آنجا رفتی؟ چرا در آنجا قدم گذاشتی؟ چرا او را دیدی؟ چرا او را شنیدی؟ چرا این صحبت را کردی؟ چرا آن کار را کردی؟ یک دانه یک دانه، هیچ، یک دانه هم از لای درز نمی‌رود، یک دانه نمی‌رود، یک صفحه‌ی از پرونده هم قایم نمی‌شود، مخفی نمی‌شود چنان این پرونده ورق‌هایش دقیق، دقیق و محکم و متقن که هیچ دستگاهی در دنیا، چه آنچه که بوده و آنچه که خواهد آمد امکان ندارد به این دقّت این پرونده‌ها و این فایل‌ها و این کاغذها را، همه را در جای خودش، این حرف که مال این فایل است مال اینجاست نمی‌گذارد توی آن یکی، آن مال آن، آن مال آن، روز قیامت همه را می‌آورند یکی یکی باز می‌کنند، یکی یکی می‌آیند باز می‌کنند كفى‌ بِنَفْسِك الْيوْمَ عَلَيك حَسِيباً3 خدا می‌گوید نگاه کن به کتاب اعمالت، دیگر خودت حساب خودت را برس کفی بنفسک، دیگر نیاز نیست ما بیاییم بگوییم، خودت نگاه کن، كفى‌ بِنَفْسِك الْيوْمَ عَلَيك حَسِيباً خودت بیا حسیب خودت باش»، آن‌وقت انسان سرش را می‌اندازد پایین، چه بگوید به خدا؟ واقعاً چه بگوید؟ خب حالا دیگر بیش از این راجع به این قضیه ما دیگر ادامه ندهیم که از خود مطلب دور می‌افتیم.

    1. ٢. سوره انبياء (٢١) آيه ٢٣.
    2. ٣. سوره تكوير (٨١) آيات ٨ و ٩.
    3. سوره اسراء (١٧) آيه ١٤.