اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است

14033
سال 1423

مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است

16
  • و خیال نکنید امام حسین با او شوخی می‌کرد و می‌خواست حالا مثلا یک قسمی با او مماشات کند که دلش را نشکند اصلًا در نفس امام حسین غیر از این نبود.

  • آخر یک وقتی انسان حالا جلوی دیگران جور دیگری مطلب را عنوان می‌کند جور دیگری مطرح می‌کند، نه آقا اشکال ندارد این حرف‌ها چه است؟ مسئله‌ایی نیست چیزی نیست ولی توی دلش می‌گوید فلان شده تو پدر ما را درآوردی تو چه کار کردی، تو فلان کردی، اما امام حسین در دلش صفر بود هیچ هیچ، نه تنها امام حسین حضرت زینب هم همین، حضرت زینب هم همین‌طور. حالا حرّ می‌گوید من با امام حسین طرف هستم این زن و بچّه را چه‌کار کنیم خب این‌ها که امام حسین، می‌بیند نه! حضرت زینب هم آمده او هم همین‌طور است، اصلًا انگار نه انگار، اصلًا واقعاً این‌ها ... واقعاً انسان در حیرت می‌ماند که چه خانواده‌ای بودند؟ یعنی در چه مرتبه از مراتب کمال و مراتب شهود و مراتب فعلیت این‌ها قرار گرفته بودند که یک بشر نمی‌تواند کارهای آن‌ها را در درونش هضم کند و در مقیاس و در ملاکی بخواهد قرار بدهد! نمی‌تواند اصلًا، این کار را نمی‌تواند انسان انجام بدهد. که یک نفر آمده باعث کشتن خودش و زن و بچّه و اصحاب، همه‌اش شده حالا که آمده می‌گویند هیچی به هیچی اصلًا هیچی به هیچی، هیچی بفرما خوش آمدید، هیچی چرا؟ چون درست آمده، شرط این است.

  • این عبارت امام سجّاد الّا أن تحجُبهم الأعمالُ‌ در اینجا دارد کم‌کم معنای خودش را پیدا می‌کند حُر چه آمد؟ درست آمد، حالا که درست آمد حالا می‌شود چی؟ قریب المسافة یعنی وقتی که می‌خواهد حرکت کند بسوی امام حسین باید اول درون خود را پاک کند وقتی درون را پاک کرد آن‌وقت مسافت چه می‌شود؟ نزدیک، سلام علیکم، بَه سلام علیکم خوش آمدی تا حالا کجا بودی؟ امام حسین هم یک خورده شوخ بود لابد یک خورده با او شوخی هم کرده، تا حالا کجا بودی؟ بابا داشتیم دنبالت می‌گشتیم چرا آن طرفی بودی؟ می‌آمدی اینجا فلان و این حرف‌ها اصلًا یک قسمی است که اصلًا می‌گوید مگر من کاری هم کردم؟ یعنی هم‌چنین مسئله را بر ...