اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است

0
سال 1423

فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة و أنّك لا تحتجب عن خلقك إلّا أن تحجبهم الاعمال دونك. 1 کیفیت ارتباط واحاطه و إشراف پروردگار متعال نسبت به موجودات چگونه می باشد. 2 امروزه تولید سلاح های کشتار جمعی وپیشرفت نظامی درجوامع بر اساس بخدمت گرفتن آنها در مسیر اهداف نفسانی وشیطانی می باشد. 3 توضیحی راجع به شعر نغز استاد سخن سعدی شیراز در تبیین دیدگاه اسلام نسبت به شریعت بنی آدم اعضای یکدیگرند * که در آفرینش زیک گوهرند 4 کیفیت شهادت اعضای بدن انسان بر علیه او در روز قیامت 5 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با علّت عدم ورود ایشان در یکی از قضایا وجریانات اجتماعی مهم 6 بیان کیفیت مالکیت پروردگار متعال نسبت به اشیاء 7 آیا میان انسان و پروردگار متعال فاصله وجود دارد؟

مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است

5
  • یک وقت بود یک جایی بودم در ایران نبودم یک فیلمی‌تماشا کردم یک پنج دقیقه اصلًا نتوانستم بقیه‌ی آن را ببینم واقعاً یک حیوان به تمام معنا می‌توانیم بگوییم، یعنی ببر بگوییم صد رحمت به ببر، پلنگ بگوییم واقعا! صد رحمت به پلنگ، این چه اسمش را می‌شود گذاشت که انسان احساس بکند حریفش الآن در یک وضعیت نامناسب قرار دارد و بعد با آن وزن کذا چنان بر او فرود بیاید که در جا او بمیرد.

  • این اصلًا چه می‌شود انسان اسمش را بگذارد؟ صد رحمت به شیر و پلنگ، این چقدر واقعاً یک شخص باید از نقطه‌ی نظر انحطاط اخلاقی در ذلّت و در هبوط واقع بشود که بیاید تن به یک هم‌چنین مسائلی بدهد و قانون هم هست، الآن هیچ اشکالی ندارد. همین مسابقات بُکسِی که الآن در خارج هست خب این‌ها همین حیوانیت است دیگر، بیایید این‌قدر به همدیگر بزنید تا بمیرید عجب یعنی چه؟ خب دوتا ضربه اگر توی مغز این بخورد خب می‌افتد می‌میرد دیگر، این شوخی ندارد خیلی از این‌ها مردند دیگر. بله؟

  • این‌ها همه ناشی از این است که بر این انسان جهل حاکم است نه عقل و آنچه که فعلا دنیا بر مدار او می‌گردد مدار جهل است. هم آن کسی که دارد این کار را انجام می‌دهد هم تماشاچیان که‌ می‌آیند می‌نشینند و دست می‌زنند و تشویق می‌کنند آن‌ها هم عین همین هستند دیگر، حالا آن‌ها هم مثل این بشوند دستشان برسد همین کار را انجام می‌دهند، حالا نمی‌توانند، دست می‌زنند کف می‌زنند.

  • شما در تاریخ می‌خوانید که در قرون وُسطی، در میدان‌های شهرها، حُکام جائر یک جاهایی را درست می‌کردند که این اسیرانی که از سایر کشورها می‌گرفتند و از دشمن اسیر می‌کردند و در زندان می‌انداختند در آن میدان‌ها این‌ها را رها می‌کردند یک شیر هم وِل می‌کردند که بیاید این‌ها را بخورد و شروع می‌کردند کیف می‌کردند یعنی خودشان و زن و بچّه‌اشان می‌آمدند می‌نشستند اعیان و اشراف و مردم به اینکه این شیر این را پاره پاره می‌کند لذّت می‌بردند؛ آن‌وقت می‌گفتیم عجب واقعاً آدم‌هایی بودند! چقدر حیوان بودند! چقدر، نه آقاجان همین الآن هم همین هستند اینی که الآن نشسته دارد این صحنه را تماشا می‌کند که این دارد او را می‌کشد خب او با آن قرون وسطایی چه فرقی کرد؟ چه فرقی کرد واقعا؟ مردن مردن است دیگر، اسباب و ادواتش فرق می‌کند.