
مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است
فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة و أنّك لا تحتجب عن خلقك إلّا أن تحجبهم الاعمال دونك. 1 کیفیت ارتباط واحاطه و إشراف پروردگار متعال نسبت به موجودات چگونه می باشد. 2 امروزه تولید سلاح های کشتار جمعی وپیشرفت نظامی درجوامع بر اساس بخدمت گرفتن آنها در مسیر اهداف نفسانی وشیطانی می باشد. 3 توضیحی راجع به شعر نغز استاد سخن سعدی شیراز در تبیین دیدگاه اسلام نسبت به شریعت بنی آدم اعضای یکدیگرند * که در آفرینش زیک گوهرند 4 کیفیت شهادت اعضای بدن انسان بر علیه او در روز قیامت 5 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با علّت عدم ورود ایشان در یکی از قضایا وجریانات اجتماعی مهم 6 بیان کیفیت مالکیت پروردگار متعال نسبت به اشیاء 7 آیا میان انسان و پروردگار متعال فاصله وجود دارد؟
مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است
8هر کس میگوید حلال است خودش هم برود جواب بدهد ما که میگوییم حرام است. انسان خودش را در یک وضعیتی قرار بدهد که یک صدمهای به بدنش بخورد حرام است، این حرام است چرا؟ چون اختیار بدن دست ما نیست، اختیار دست دیگری است او میگوید باید بدنت را طبق شرایطی که در عهده و در توان توست در وضعیت صحّت و اعتدال مزاجی باید قرار بدهی، باید اطاعت کنی از این طرف این را میگوید از آن طرف میآید میگوید اگر جنگی بشود باید این بدن را در راه خدا فدا کنی، هم او را میگوید هم میآید این را میگوید حالا کسی میتواند بگوید نه من این کار را نمیکنم اگر بگوید نمیکنم و فرار از جنگ بکند این چه است؟ فرار از زحف این در حکم کفر است1 چرا؟ چون خدا میگوید مالک این بدن تو که نبودی، مالک این بدن تو نبودی مالک این بدن ما هستیم. همانطوری که تا به حال گفتیم آن را حفظش کن، الآن هم میگوییم فدایش کن!
درست است یا نه؟ اگر یک وقتی اشتباه کردیم بگویید درست است آقا! یعنی بگویید درست است اشتباه کردید. روی این جهت تمام قوانین اسلام دیگر توجیه میشود تمام اینها توجیه بردار است.
اینکه من خدمتتان عرض میکنم اینها مطالبی است که شکی در آن نیست، یک سر سوزن، روز قیامت میآیند از یک یک اینها سؤال میکنند. از یکی یکی اینها، میآیند از زبان سؤال میکنند، این زبان را در چه راهی به کار انداختی؟ با این زبانت چه گفتی؟ باید بیایی جواب بدهی.
به خدا بگویی که خب این زبان مال خودم بود دلم میخواست فحش بدهم دلم میخواست بخندم دلم میخواست استهزاء کنم دلم میخواست، نه نه! زبان مال تو نبود زبان مال تو نبود، این گوش خودت را به چه واداشتی؟ به شنیدن هر حرف لغوی؟ به شنیدن حرامی؟ به شنیدن غیبتی؟ به شنیدن تهمتی؟ خیلی کار سخت است آقایان ها، واقعاً انسان دیگر بدنش میلرزد یا باید این حرفها را نپذیرد، صاف بگوید نه خیر آقا! این حرفها دروغ است خداحافظ شما، یا اگر این حرفها را میپذیریم.
- ٢. الكافى (ط- الإسلامية)، ج ٢، ص: ٢٧٨: عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام عَنِ الْكَبَائِرِ فَقَالَ هُنَّ فِى كِتَابِ عَلِىٍّ عليه السّلام سَبْعٌ: الْكُفْرُ بِاللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَيِّنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ قَالَ فَقُلْتُ فَهَذَا أَكْبَرُ الْمَعَاصِى ...
تفسير الميزان، ج ٩، ص: ٣٧: و قال فى المجمع،: ... و قال فيه: الزحف الدنو قليلا قليلا، و التزاحف التدانى يقال: زحف يزحف زحفا و أزحفت للقوم إذا دنوت لقتالهم و ثبت لهم. قال الليث الزحف جماعة يزحفون إلى عدو لهم بمرة و جمعه زحوف. انتهى.
ترجمه تفسير الميزان، ج ٩، ص: ٤٦: و نيز در باره كلمه" زحف" مىگويد: زحف به معناى نزديك شدن به آرامى و آهسته آهسته است، و" تزاحف" به معناى نزديك شدن دو چيز است به يكديگر، مثلا وقتى گفته مىشود:« زحف، يزحف، زحفاً» و يا گفته مىشود:« ازحفت للقوم» معنايش اين است كه من براى اينكه با مردم بجنگم به ايشان نزديك شده و در برابرشان استوار ايستادم، ليث مىگويد:
زحف عبارت است از جماعتى كه با هم يك دفعه به دشمن خود نزديك شوند، و جمع آن زحوف است [١].
- ٢. الكافى (ط- الإسلامية)، ج ٢، ص: ٢٧٨: عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام عَنِ الْكَبَائِرِ فَقَالَ هُنَّ فِى كِتَابِ عَلِىٍّ عليه السّلام سَبْعٌ: الْكُفْرُ بِاللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَيِّنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ قَالَ فَقُلْتُ فَهَذَا أَكْبَرُ الْمَعَاصِى ...
