مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است
9دیگر از امشب باید مواظب باشیم، ما مالک بدنمان دیگر نیستیم، این گوشَت را به چه واداشتی؟ هیچی همینطور آمدیم نشستیم، بیکار بودیم صدای موسیقی میآمد ما هم گوش دادیم و یک خورده هم کیف کردیم و این حرفها، غلط کردی، نشستیم یک نفر دارد غیبت میکند ما هم گفتیم ببینیم چه میگوید؟ بیخود کردی! نشستیم دیدیم یک نفر دارد به یک کس دیگری تهمت میزند ما هم گوش دادیم ببینیم چه میگوید چرا؟ به تو چه ربطی دارد؟ نشستیم دیدیم یک شخصی دارد نمّامی میکند ما هم گوشمان را در همانجا بکار انداختیم، حقّ نداشتی! نه حقّ نداشتی، پایت را، دستت را، چشمت را، مغزت را، قلبت را، یک به یک، روز قیامت آیهی قران است يوْمَ تَشْهَدُ عَلَيهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيدِيهِمْ1 دست آنها میآید شهادت میدهد، زبان آنها میآید، خدایا این در روز قیامت در تاریخ فلان این کلام خلاف را گفت تَشْهَدُ عَلَيهِمْ، بر علیه آنها، میگویند عجب ای نابکار تو [توی] دهان من بودی حالا داری بر علیه من شکایت [میکنی؟] تو مال من بودی اینی که الآن دارد ....، یعنی خود انسان انگار دارد بر علیه خود انسان شهادت میدهد، تو هفتاد سال توی دهان من بودی حالا داری بر علیه من شهادت میدهی؟ میگوید نه! خیال میکردی مال تو هستم، قالُوا أَنْطَقَنَا اللَه الَّذِي أَنْطَقَ كلَّ شَيءٍ2 خدا ما را به نطق انداخته است»، آن موقعی که تو داشتی از من، غیبت فلان کس را میکردی همان موقع من داشتم به تو میگفتم ای بیچاره چرا داری از من این عمل را میکشی؟ چرا داری از من این فعل را میکشی؟ ولی تو در خواب غفلت فرو رفته بودی تو نمیفهمیدی که با این صحتبی که الآن داری از من میکشی چه آتش و چه مصیبتی را برای خودت میخری؟ حالا بیا تماشا کن. میگویم عجب! این زبانی که یک وقتی توی دهان من بود الآن این زبان من چه آتشی را در مقابل من به وجود آورده؟ این چشمی که در سر من بود چه آتشی را به وجود آورده است؟ این گوشی که در سر من بود چه آتشی را؟ یک یک اعضاء و جوارح، چه آتشی را؟ دست چه آتشی؟ مغز چه آتشی را؟ حال همه اینها دیگر ....
- سوره نور (٢٤) آيه ٢٤.
- ١. سوره فصلت (٤١) آيه ٢١.

