
کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة و أنّك لا تحتجب عن خلقك... 1 توضیحی راجع به کیفیت علم و احاطه پروردگار متعال نسبت به موجودات. 2 عبارت عجيب مرحوم آية اللَه شيخ محمد كاظمي در ارتباط با عدم نياز افراد به علم فلسفه و عرفان. 3 سخن یکی از علماءمعروف نجف در ارتباط با عدم نیاز طلاب علوم دینی نسبت به آگاهی پیدا کردن به مفاهیم قرآن وتفسیر آن. 4 ذکر حکایتی در ارتباط با عدم برخورد مناسب علی بن یقطین با یکی از شیعیان و توبیخ او توسط امام موسی بن جعفر علیه السلام. 5 ملاقات قائم مقام رفیع از درباریان شاه سابق با مرحوم آیت اللَه سید جمال الدین گلپایگانی وسخنان تند ایشان. 6 آنچه موجب بُعد وحجاب میان انسان و پروردگار متعال می شود أعمال انسان و أنانیت او می باشد.
کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
توضیحات:
فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة و أنّك لا تحتجب عن خلقك... 1 توضیحی راجع به کیفیت علم و احاطه پروردگار متعال نسبت به موجودات. 2 عبارت عجيب مرحوم آية اللَه شيخ محمد كاظمي در ارتباط با عدم نياز افراد به علم فلسفه و عرفان. 3 سخن یکی از علماءمعروف نجف در ارتباط با عدم نیاز طلاب علوم دینی نسبت به آگاهی پیدا کردن به مفاهیم قرآن وتفسیر آن. 4 ذکر حکایتی در ارتباط با عدم برخورد مناسب علی بن یقطین با یکی از شیعیان و توبیخ او توسط امام موسی بن جعفر علیه السلام. 5 ملاقات قائم مقام رفیع از درباریان شاه سابق با مرحوم آیت اللَه سید جمال الدین گلپایگانی وسخنان تند ایشان. 6 آنچه موجب بُعد وحجاب میان انسان و پروردگار متعال می شود أعمال انسان و أنانیت او می باشد.
کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
9حضرت راهش نمیدادند به خادم میگویند برو بگو، آن شخصی که آمد اهل کوفه بود پیش تو و تو با پرخاش او را از دارالعمارهی خودت رد کردی میدانی او کیست؟ او از شیعیان ما بوده چرا با او این کار را انجام دادی؟ چرا نسبت به او اهانت کردی؟ بعد رو میکند به آن خادم میگوید برو به حضرت بگو حالا چه کار کنم؟
حضرت میگویند این جملی که در اینجا هست سوار شو برو در منزل او حلالیت بطلب بعد بیا اینجا، سوار بر شتر میشود به دو سه دقیقه از مدینه تا کوفه میآید. این شتر، کنترل از راه دور بوده دیگر، از موشک هم تندتر رفته، در عرض دو دقیقه میآید کوفه، خود شتر هم که راه را بلد است یک راست میآید در منزل این مرد فقیر و از شیعیان، در میزنند خب این هم علی بن یقطین است دست پروردهی امام کاظم است اینها اینطوری تربیت میکنند حالا چون وابستهی به حضرت است حضرت هوای او را داشته باشد وزیر هارون است یک وقت نکند مثلا حالا یک حرفی بزند که این جناب وزیر حالا ناراحت بشود نه این حرفها نیست برو پی کارت! نمیخواهی نیا! همین است این حرفها را ما نداریم.
بلند میشود در میزند آن شخص میآید میگوید کی پشت در است؟ میگوید من علی بن یقطین هستم وزیر هارون با من چه کار؟ میگوید در را باز کن در را باز میکند و دست پاچه میشود میگوید نه من یک کاری دارم، میگوید تو آمدی در دارالخلافه دارالعمارهی من، من به تو این اهانت را کردم گفت نه نه این حرفها چه است؟ فلان است خلاصه هرچه میگوید فایده ندارد میخوابد روی زمین میگوید باید پایت را بیاوری بگذاری روی صورت من، فشار بدهی و من را حلال کنی میگوید ابدا! مردن بهتر است میگوید من از این خانه نمیروم مگر تو بیایی این کار را انجام بدهی.
