کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
12پس بنابراین حجاب عبارتست از بُعدی که انسان نسبت به پروردگار احساس میکند این عبارتست از حجاب. سفر عبارتست از مقدار مسافتی که انسان با خدا دارد مقدار مسافتی که دارد.
خب باید این مسافت را طی کند یا نه بالأخره؟ این مسافت باید طی بشود حالا اگر با دست خودمان طی کردیم طی کردیم اگر طی نکردیم با چوب و چماق حساب ما را میرسند و چه خوب است که انسان خودش با دست خودش در این دنیا این مسافت را طی کند این حجابها را کنار بزند حجابها را کنار بزند.
مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه به یک نفر فرموده بودند که من هیچ وقت غافل از تو نیستم هر وقت مرا بخوانی من در آنجا حاضرم هر وقت مرا بخوانی.
آن شخص میگفت من آمدم ایران، میخواستم برگردم به عراق، گذرنامهی من دچار اشکال شده بود و با اینکه رجوع کرده بود به افرادی که دستی داشتند در این مسائل، درست نمیشد پیچ خورده بود و درست نمیشد و گرفتاری و به طوری که میگفت من اصلًا دیگر مأیوس شده بودم مأیوس از درست شدن این گرفتاری که پیش آمده و حالا کی درست میشود؟ و یک گمانهایی هم نسبت به من، به واسطهی یک تشابهات اسمی برده شده بود که کار ما را مشکل کرده بود میگفت در همین حال یأس که بودیم، بعدازظهری بود دراز کشیده بودم یکدفعه یاد کلام ایشان افتادم که ایشان گفتند تو هر جا باشی ....، گفتم خب بسم اللَه، گفتیم آقا گیر کرده است کارمان! میگفت تا این فکر را کردم پنچ دقیقه بعد تلفن زنگ زد آن شخصی که از طرف من رفته بود گفتش که همین الآن درست شد، همین الآن، از ادارهی گذرنامه تلفن کرد گفت همین الآن درست شده!
اینها که شوخی نمیکنند شوخی که نمیکنند وقتی میگوید من غافل نیستم هر وقت مرا بخوانی خب معلوم است راست میگوید. قضیه دربارهی خدای متعال و ما، از این هم دقیقتر است این آقای حداد بود حالا شما ببینید خدا کی است؟ اما ما قبول نداریم ما میگوییم ا اینطور است؟ پس برویم سراغ آقای حداد برویم سراغ یک کسی که خب بالأخره این است، ده درصد پایینتر بالأخره یک کاری میکند بابا اصل کاری پیش خودت است خدا پیش خودت ایستاده است این را ول کردیم هی میرویم دنبال این ظواهر.

