کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
13این بزرگان و این عرفا ما را به این سمت میکشانند ما را به این نحو میکشانند ما را به این کیفیت میکشانند ما را به تصحیح فکر و تصحیح راه، در این قسمت ما را میکشانند یعنی فکر را از توجه به مظاهر میآورند در توجه به اصل ظهور و مبدا ظهور و حتی در توسلات به ائمه علیهمالسّلام، در همهی این توسلات جنبهی آلیت را لحاظ میکنند توسل به امام حسین میکند ولی در عین حال میداند که این امام حسین کاری را که دارد انجام میدهد او دارد انجام میدهد.
امام حسین فقط یک آینه است اما آینهی صاف است ما هم آینه هستیم ولی دیگر خدا میداند عکس چطوری است؟ یک عکس که توی آینه میافتد همچنین میافتد توی آینه که با آن اصل خودش و نمیزند یک عکس هم وقتی توی آینه میافتد مثل پنجاه تا پله همینطوری پله پله میشود اینقدر این موج پیدا میکند حالا این موجها یکی یکی باید برطرف بشود این میشود آن مسافت.
فرق بین امام حسین علیهالسّلام و ما این نیست که امام حسین خودش قدرت دارد خودش استقلال دارد خودش قوی است خودش این عمل را انجام میدهد خودش شفاعت میکند خودش ....، نه! امام حسین یک سر سوزن نمیتواند کاری انجام بدهد یک سر سوزن امام حسین نمیتواند، امام حسین شده آینهی صاف و تمام نمای پروردگار. هر عملی که انجام میدهد اوست که دارد در این آینه تجلی میکند ولی ما نیستیم ما نیستیم.
یک وقت نگوید امام حسین دارد این کار را انجام میدهد این میشود شرک فقط خدا انجام میدهد آن خدا در این آینه انجام میدهد توی این یکی انجام نمیدهد یا کم انجام میدهد در این مرآت خدا دارد انجام میدهد امام حسین خودش را مرآت کرد آینه کرد صاف کرد.
قضیه نقاشان چین و روم را که مولانا دارد دیگر، که یکی صیقل میکرد و آن یکی نقش میکرد بعد تمام این نقش بسته شد، آن صیقل میکند. خودش را صیقل کرد فاصله را به واسطهی این صیقل از میان برداشت؛ لذا بزرگان برای تصفیهی باطن راههای متفاوتی پیشنهاد کردند.

