کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
14بعضیها در مقام مراقبه و عمل به ضد آمدند جلو که خب دیگر اینجا خب زیاد است، دیگر بحث زیاد است وارد این مرتبه دیگر نمیشویم حالا آن دیگر به جای خود، بعضیها برای مقابلهی با صفات رذیله آمدند و ضدش را مطرح کردند که باید انسان هر صفت رذیلهای را ضدش را انجام بدهد تا اینکه به نتیجه برسد بر این مسئله اشکال وارد شده که صفات رذیله آنقدر زیاد است که انسان عمرش کفاف نمیدهد وانگهی فقط مسئله منحصر به این نیست نفس بسیاری از صفات مخفیه دارد که انسان اصلًا اطلاع ندارد آیا انسان به تمام زوایای نفس اشراف دارد تا بتواند ضد اینها را انجام بدهد؟ یا نه یک مقداری، بله احساس میکند یک مقداری نسبت به مسائل خب شاید مثلا نگرشی صحیحی ندارد، حالا فرض کنید که یک مقداری حس حسادت در او وجود دارد بخواهد مقابله کند یک مقداری حس بخل وجود دارد یک مقداری حس امساک وجود دارد یک مقداری انانیت وجود دارد یک مقداری خودیت ....، در یک محدودهای خب میتواند بیاید مخالفت کند کارهایی انجام بدهد اما مسئله فقط به این مقدار محدودیتی که این میفهمد و عقل میفهمد، فقط به این مقدار منحصر نیست صد برابرش این تو است که این خبر ندارد خیلی از مسائل در همین محدوده و مرزهای صفات رذیله، ریشههایش در نفس است که ابدا امکان ندارد، نفس یک مقداری کارها را انجام میدهد ولی آن ریشهها هنوز هست.
لذا میگویند کسی که در راه سیر و سلوک است هرچه جلوتر برود اگر در تحت ترتیب نباشد خطرش بیشتر است چون ریشهها را نمیتواند خودش ارزیابی کند وقتی نتوانست ارزیابی کند در آن مسیری که حرکت میکند با حفظ ریشه، آن ریشه هی قویتر میشود به موازات آن، این قویتر میشود درست مثل یک میکروبی میماند که شما آن آنتی بیوتیک لازم را به او ندهید آن هی شروع میشود چه؟ تقویت میشود.

