کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
16بعضیها این مطلب را در مراقبه و اینها، خلاصه هر کدام در این زمینه مطالبی بیان کردند.
بعضیها راه حل این را در فکر یافتند.
بعضیها راه حل این را در عشق یافتند.
خلاصه طُرق برای قطع این مسافت زیاد بیان شده است.
بعضیها منازل سیر را شصت منزل تصور کردند بعضیها صد منزل بعضیها چهل منزل؛ مثل مرحوم خواجه عبداللَه، بعضیها هفت منزل، بعضیها هم مرحوم آقا میفرمودند آمدند گفتند یک قدم بر هر دو عالم نِه که گامی بیش نیست یک قدم بردار از خودیت و بگذار در تجرد؛ حالا این یک قدم چه به سر آدم میآید که دیگر نگفتند؟ یک قدم آقا! ولی خب اگر خدا کمک کند انسان میتواند بردارد و همینطور هم هست. آن قدم عبارتست از تسلیم.
امام سجاد علیهالسّلام که میفرماید: وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیک قَرِیبُ الْمَسَافَةِ؛ یعنی تسلیم. مقام مقام تسلیم است کسی که میخواهد به سمت تو بیاید اگر با حربه تسلیم بیایید یعنی دیگر خودش را بگذارد کنار، خودش را بگذارد کنار، ول کند، خودی دیگر نبیند خودش را یک آلت فقط تصور کند یک وسیله فقط تصور بکند برای خودش دیگر شأنیتی قائل نشود این کار را اگر بکنم چطوری بکنم؟ میگویند این کار را بکن صاف سرش را بیندازد و برود بکند، حالا بد است؟ خوب است؟ چه؟ اثرات؟ هان؟ اینها نه! آقا برو این کار را انجام بده آقا این کار را نکن این مطلب درست است آن مطلب درست نیست خودش را در نظر نیاورد.
دیدید؟ این مأمورین وقتی مأموری که میآید در اداره مینشیند ارباب رجوع که میآیند، دیگر نگاه نمیکند این ارباب رجوع کی هست؟ نمیدانم فرض بکنید که چند سالش است؟ چطور است؟ نماز میخواند یا نمیخواند؟ این نشسته است آنجا این را حل کند دیگر، مشکل را حل کند آقا گرفتاری دارم فلان مشکل را دارم نمیدانم سند منزل در اینجا گیر کرده است این فقط کارش این است که برود پرونده را بیاورد بررسی کند نمیدانم چه کار بکند اگر جریمهای کرده جریمهاش کند اگر جریمه نکرده خلاصه جواز را صادر کند برود مثلا منزلش را بفروشد بسازد این کار، دیگر به این کاری ندارد که حالا

