اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال
10نه آقاجان یقیناً بدانید آن کسانی که نمیآیند و آن حال انکسار و آن حال حِرمانی که در خودش میبیند از شما که آمدید اینجا یک ساعت این حرفها را شنیدید بالاتر است صاف دارم میگوییم رودربایستی هم ندارم بالاتر است و بیخود هم افتخار نکنید و اجر خود را از بین نبرید؛ امام سجّاد میفرماید بابا این کارهایی که من دارم میکنم استحقاق ندارم تو حتّی به حرف من گوش بدهی، مِن غَیر استحقاقٍ لِاستماعِک منّى چه کسی گفته که تو باید به حرف من گوش بدهی؟ چه کسی گفته؟ من چه کاره هستم که بیایم از خدا طلب کنم؟ هان خدا حالا که من آمدم بایست و گوش بده! بایست کجا داری میروی؟ بلند شدم از اینجا تا مکه رفتم بایستی گوش بدهی حاجتم را بدهی ندهی نمیشود اینطور، خدا میگوید برگرد سر جایت، برای چه آمدی؟ آمدم توی مسجد نماز بخوانم، نخوان، نخوان، نخوان نماز، بلند شو برو کار دیگر بکن، بلند شو برو بگرد بلند شو برو تفریح کن. خدایا آمدم پای منبر نمیدانم یک ساعت وقت خود را گذرانیدهایم وقت خود را در اینجا ....، جای دیگر میتوانستیم میگوید خب بلند شو برو جای دیگر، ما دعوت و نامهی فدایت شوم که نفرستادیم برایت در خانهات که داری میآیی اینجا! چرا اینطور هست مسئله؟
این به خاطر این است که ما یک مقدار لوس هستیم، یک خورده، نه یک خورده ببخشید دو خورده، سه خورده، چهار خورده لوس هستیم خیال میکنیم گرچه خب حالا یک مقداری از آن قابل قبول هست حالا نسبت به این قضیه إنشاءاللَه اگر توفیق پیدا کنیم یک تبصرههایی هم باید بیان کنیم امّا اصل مسئله اینکه ما موقعیت خود را در ارتباط با وجود خود و در ارتباط با کمالات خود و در ارتباط با آیندهی خود و عواقب خود و مسائل بعد، موقعیت خود را درست ارزیابی نکردیم.
حالا یک سوال میکنم، اگر یک ناراحتی پیدا کنیم یک ناراحتی، ناراحتی جسمی واقعاً این مسائل این مثالها و این مسائل جسمی خیلی خوب میتواند مطلب را برای انسان روشن کند یک ناراحتی جسمی پیدا بکنیم میرویم پیش دکتر میگویید آقا باید این آزمایش را بیاورید فوراً هم بیاورید شما میروید آزمایشگاه میبینید که پنجاه نفر توی صف ایستادند میگویید این شلوغ است یا نه؟ شما میروید پشت [سر] پنجاه [می] میایستید، وقتی که میروید او میگوید آقا دیگر وقت تمام شده، نمیدانم ظرفیت پر شده، آقا تو را به خدا این یکی را قبول کن آقا این نمیدانم اورژانسی است آقا این نمیدانم فرض بکنید اضطراری است آقا تو را به خدا، آقا بیشتر میدهم آقا چه میکنم! چرا؟ چرا التماس داری میکنی؟ چرا التماس میکنی؟ چون میدانی میمیری شوخی هم ندارد قضیه، باید آزمایش را فردا ببری فردا هم باید عمل کنند اگر نه آن دکتر عمل نمیکند اگر تو قند داشته باشی عمل نمیکند، اگر تو مرض دیگر داشته باشی عمل نمیکند باید اوّل متوجّه بشود شما چه مرضی داری، این آزمایشگاه [نبود] آن آزمایشگاه، یا اینکه فرض کنید خود پزشکش، من وقت ندارم امروز عمل نمیکنم آقا بیا تو را به خدا، آقا بیا اضافه کاری بکن هرچه بخواهی من میدهم، آقا دو برابر میدهم دو برابر چیز میکنم یعنی با تمام وجود التماس میکند.

