اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال
11نمیدانم میرود رابطهها را میآورد، چه میکند، دستاویز قرار میدهد که تمام بیایند و این کار را انجام بدهند چرا این کار انجام میشود؟ چون موقعیت خودش را ارزیابی کرده، دیگر جاهل نیست میداند قضیه شوخی بردار نیست فردا عمل نشود خطر است پس فردا اگر انجام نشود خطر است حالا نسبت به خدا هم ببینید ما اینجوری هستیم.
وقتی که شما میبینید حافظ میآید از سوز دلش این اشعار را با این عجز میخواند: «از ما همه بندگی و سوز و نیاز است»1 وقتی که دارد این را میخواند این چه چیزی را احساس کرده که دارد این را میخواند؟ چه مطلبی را دریافته؟ وقتی که ما میبینیم امام سجّاد دارد میآید اینجور به درگاه خدا ابتهال میکند امیرالمؤمنین اینطور دارد میآید شبها ناله میکند امام صادقش اینطور میآید امام حسینش آنجور دارد میآید، دعای روز عرفه را ببینید خب حضرت در آنجا چهکار کرده؟ خدا را از این طرف برده برده برده برده در آخرین نقطهی کمال و عزّت و مناعت و غنا و صمدیت در آخرین قرار داده، خودش را آورده آورده آورده آورده پایین در آخرین مرتبهی حضیضِ ذّلت و تواضع و خضوع و خشوع قرار داده امام حسین شوخی ندارد با خدا، امام حسین که با الفاظ بازی نمیکند، اینها چه چیزی را احساس کردند؟ آیا آمدند فیلم بازی کنند و آمدند هنرپیشگی دربیاورند؟ یا اینکه واقعاً خواست آنها همین است؟ ادراک آنها واقعاً همین است؟ امام سجّاد کاملًا میآید و ریزهکاری و ظرافتهای نفس ما را میآورد و رو میکند و این پرونده تو است تو خدا را هم که قصد میکنی تویش کلک است طلبی را هم که از خدا میخواهی بکنی تویش کلک است حاجتی را هم که از خدا میخواهی آن حاجت تویش کلک است آن حاجت تویش غیر هم دخالت دارد خدایا من آمدم حاجتم را به سمت تو ....، ولی حواست باشد باید بدهیها! طلب [خود] را هم به سوی [خدا] آوردیم! هیچ وقت شده وقتی که ما دعا میکنیم واقعاً وجودی در خودمان نبینیم و خودمان را عددی فرض نکنیم رقمی فرض نکنیم؟ تا به حالا شده؟ گمان نمیکنم، من نسبت به خودم نگاه میکنم بعید است، آن تهاش یک توّقعی هست.
- مصدر؟؟

