اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال
16خب حالا اگر در یک همچنین موقعیتی انسان این حالت برایش پیدا بشود چه باید بکند؟ چه باید بکند؟ وای به آن روزی که افسار، گردن انسان بیفتد و انسان دیگر نفهمد وقتی که خدا افسار میاندازد چشم را هم میبندد گاهی از اوقات برای تَنَبُّه و برای تَذَکر، یک خلاصه اظهار لطفهایی که متناسب با وضعیت انسان است پیدا میشود ولی سر نخ دست خودش است این را میاندازد میآید جلو ولی سر نخ دست خودش است سر نخ را دارد، دیدید؟ سابق این بچهها یک گنجشک میگرفتند یک نخ به پایش میبستند و یا یک زنبور میگرفتند این را هوا میکردند یک قرقره هم دستشان بود این زنبورِ هی میرفت ولی خبر نداشت که نخ دست این است یا آن گنجشک پرواز میکرد میرفت آنجا نخ هم فاصلهاش زیاد بود چون او نفهمد یک خورده میخواست خارج بشود او میگرفت هی او پر میزد میایستاد سر جایش، بعد دوباره این قرقره را میکشید میکشید میآورد تا نزدیک، تا نزدیک خودش نگه میداشت خیلی از اوقات قضیه اینجوری است یعنی مسئله اینطوری است این گرفتاری که پیدا میشود این فراز و نشیب پیدا میشود ولی سر نخ دست خودش است این خوب است امّا خدا نیاورد که مسئله آنطور بشود چنان افسار میزند که انسان نمیفهمد خیال میکند درست است شروع میکند به مسخره کردن! اصلًا نمیفهمد دارد از کجا میخورد! این را میگویند چه؟ استدراج سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيثُ لا يعْلَمُونَ1 شروع میکنیم اینها را یواش همچنین [/ آنچنان] میآوریم آهسته پایین، که اصلًا احساس نمیکنند دارند در هر ثانیه چند متر میآیند پایین، هیچ احساس نمیکنند، بعد چطور میشود؟ به واسطه دنیا مشاغل دنیا برایشان گرفتاری درست میکنیم یک جا راه باز میکنیم یک جا یک راه را میبندیم همهاش گیر این جریانات و اینها میشوند هی دارند میآیند پایین هی دارند همینطور میآیند پایین تا اینکه میرسند به آنجایی که خَتَمَ اللَه عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ2 دیگر خدا مُهر میزند تمام است دیگر قضیه، اگر پیغمبر بیاید میخندد به پیغمبر، اگر پیغمبر بیاید اگر امام زمان بیاید قبول نمیکند در روایت داریم که بسیاری از افرادی که با حضرت مخالفت میکنند همین علمایی هستند که در دنیا دارند دم از حضرت میزنند اینها میآیند مخالفت میکنند.
- سوره اعراف (٧) ١٨٢.
- ٢. سوره بقره (٢) آيه ٧.

