
استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی
فقره دعاء: و قد قصدت إليك بطلبتي و توجّهت إليك بحاجتي... و سكوني إلي صدق وعدك. 1 توضیحی راجع به دو جنبه عبودیّت و ربوبیّت در این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام. 2 توضیحی در ارتباط با فرق میان سمع و استماع و آثار شرعی مترتّب بر آنها. 3 آثار وتبعات سوء و ویرانگر فاش کردن اسرار دیگران. 4 وجود حالت تجسّس در فرد سالک مانع از حرکت و رشد کمال او می شود. 5 تأکید بسیار زیاد اولیاءالهی مبنی بر توجه وپرداختن افراد به دردها و مشکلات روحی و معنوی خود وعدم دخالت و توجه ایشان نسبت به امور دیگران. 6 پاسخ شیخ ابوالحسن خرقانی در ارتباط با فردی که انانیت واستکبار سراسر وجود او را فراگرفته بود.
استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی
توضیحات:
فقره دعاء: و قد قصدت إليك بطلبتي و توجّهت إليك بحاجتي... و سكوني إلي صدق وعدك. 1 توضیحی راجع به دو جنبه عبودیّت و ربوبیّت در این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام. 2 توضیحی در ارتباط با فرق میان سمع و استماع و آثار شرعی مترتّب بر آنها. 3 آثار وتبعات سوء و ویرانگر فاش کردن اسرار دیگران. 4 وجود حالت تجسّس در فرد سالک مانع از حرکت و رشد کمال او می شود. 5 تأکید بسیار زیاد اولیاءالهی مبنی بر توجه وپرداختن افراد به دردها و مشکلات روحی و معنوی خود وعدم دخالت و توجه ایشان نسبت به امور دیگران. 6 پاسخ شیخ ابوالحسن خرقانی در ارتباط با فردی که انانیت واستکبار سراسر وجود او را فراگرفته بود.
استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی
17امام سجّاد علیهالسّلام میفرماید این طلب من و اینها، این موجب استماع از ناحیهی تو نیست یعنی گرچه من طلب کردم ولی دلیل نمیشود که تو بیایی و استماع کنی چون من طلب کردم، تو هم باید بیایی! نه! همانطوری که عرض شد ما هیچ منّتی را بر گردن خدا نداریم چرا هیچ منّتی را نداریم بر گردن خدا؟ به جهت اینکه هر عمل خیری که از ما سر میزند و هر نیت پاک و خالصی که از ما تراوش میکند اصل و حقیقتش از آن منبع نازل شده است پس بنابراین آیا میشود بر کسی منّتی گذاشت از چیزی که مربوط به خود اوست؟ فرض کنید که من به شما پول میدهم، آقا این صد تومان را بگیرید بعد شما فرض کنید بروید من باب مثال به فقیر بدهید یا اینکه یک کیلو انگور بخرید یک کیلو سیب بخرید بیاورید برای ما، بعد بیایید سر ما منّت بگذارید آقا من یک کیلو سیب خریدم برای شما، خب پولش را از خود من گرفتی یک خادمی فرض کنید پول بگیرد از صاحب خانه، بعد بلند شود برود یک مقداری جنس بخرد بیاورد بعد بیاید منّت بگذارد ما اینها را برای شما خریدم، پول را از خود صاحب خانه گرفتی پولی که از صاحب خانه میگیرند که دیگر منّت ندارد.
هر عمل خیری که از ما سر میزند اصل و ریشهاش به لطف و عنایت و خواست او برمیگردد آنوقت ما بیاییم یک عملی را انجام بدهیم عمل خیر را طلب خیر را، کار نیکو را، بعد بیاییم سر خدا منّت بگذاریم خدایا بلند شدیم برایت دو رکعت نماز خواندیم خدایا برایت روزه گرفتیم خدایا نیتمان را در این مسئله پاک کردیم خدایا در اینجا قدمی برداشتیم، خدا میگوید این را که به تو داد؟ این را من به تو دادم اگر من نمیدادم تو در حریم شیطان بودی حالا داری منّت سر من میگذاری؟ پس ما برای امر خیر و برای کار خودمان نباید توقّع داشته باشیم که خدا هم بیاید حالا خدا خودش میآید روی بزرگیش روی کرامتش و روی عزّتش و جلالش، آن یک مطلب دیگری است ما توقّع نباید بکنیم میخواهد بیاید میخواهد نیاید.
