وظیفه سالک تسلیم بودن در برابر اراده و مشیّت الهی
11ما میدانیم که این میداند ها خب حالا اگر دروغ بگوییم این احتمال را نمیدهیم که این میداند بعد میگوید آدم دروغگویی [هستی] و بعد بلند میشود از مغازه میرود، اینجا مصلحت را در چه میبینید؟ در راست گفتن. [راست] میگوییم، به به چه آدم خوبی است بفهمد ما راست میگوییم بیاید از ما بخرد اگر همیشه راست گفتن به نفع ما بود ما هیچ وقت دروغ میگفتیم؟ نمیگفتیم دیگر، درست است؟ خب حالا همیشه راست گفتن به نفع ماست؟ بله! چرا میگویی نه؟ راست گفتن به نفع است، خب این خواسته است شوخی کند، اگر ما بدانیم در ارتباط با دیگران اگر دروغ بگوییم مچمان باز میشود باز دروغ میگوییم یا نمیگوییم؟ دروغ نمیگوییم اگر بدانیم این راست گفتن موجب میشود که اعتماد و وثوق افراد به انسان زیاد بشود، هان، مگر انسان دیوانه است که بیاید دروغ بگوید؟
پس ببینید، تمام این مطالب چه دروغ بگوییم چه راست بگوییم همه به چه برمیگردد؟ همه به ضعف وجودی برمیگردد چون ما وجودمان ضعیف است چون وجودمان دارای خلل است چون وجودمان دارای نقص است میگردیم آن چیزی را که برای ما مفید است بر حسب اعتبار، آن را اختیار کنیم حال آن گاهی در دروغ و گاهی در راست انجام میشود.
این راست که فایدهای ندارد این چه فایدهای دارد؟ چرا؟ چون اگر خلافش بود ما میگفتیم چاره نداریم، این راست هیچ فایده ندارد خاطر همهمان جمع، یک دانه ملائکه نمینویسند اگر صد هزار از این راست بگوییم در روز قیامت در پرونده صفر است، خدایا ما این همه در دنیا راست گفتیم به مشتریها، این همه راست گفتیم خدا گفت همه به خاطر خودت بوده است به خاطر من که نبوده است همه به خاطر خودت بوده است تو کی به خاطر من راست گفتی؟ آن را بیا بگو. کی این راست گفتن به ضررت بود ولی گفتی؟ کی حق با وجود تلخی که بر تو داشت انجام دادی؟ کی این مطلب را با وجود اینکه بر تو مشکل بود به انجام رساندی؟ آن را بیاور برای من نه اینکه سفرهی پلو باشد صَبَّحکم اللَه بالخیر بفرمایید تشریف بیاورید اما حالا اگر فرض بکنید که کیفیت عوض بشود نه ما نیستیم، نه اینکه در آن مواردی که به نفع ما است بسیار خب انجام میدهیم اما همین که یک خورده مسئله تغییر پیدا کرد ما قبول نداریم، این دین را شما آوردید این دین دین نیست این را شما آوردید کجا پیغمبر این را گفته است؟ کجا گفته است؟ این حرفها را کجا پیغمبر زده است؟ اینکه فایدهای ندارد.

